
دیشب مشغول دید زندن اتاق خانه همسایه بودم که ناگهان صدای درینگ تلفن همراه خلوت فضولی ام را بر هم زد. گویا اث ام اثی به منزل اینجانب روان گشته بود از جانب میرزا نقی پسر آقا تقی پسر دیوید قلی فرنگ زاده. خبر داده بود که اگر آب در دستم دارم در گلدان بریزم و فل فور پیچ تلفیزیون را بپیچانم و جمال همچون از زرورق در آمده نوه زاده میرزا قمیش، با جناق اسد خان شیرآلاتچی یعنی میرزا محمدرضا خان گلزار الدوله را تماشا کنم. اطاعت امر کردم و نشستم به وارسی جوانک اَکتُر (هنرپیشه) خاندان بزرگ میرزا زادگان. در حال تماشا بودم که شنیدم دختر همسایه که گویی تازه خویشاوند ما را در جعبه جادو رویت نموده بود، جیغی کشید که : نگاه کنید ممدرضا! رو آوردن... و آن چنان جیغی بود که بر من مسلم شد همزمان کف بر دهان آورده و روی زمین غش نموده است.
شوق ما تحریک شد تا بیشتر برویم داخل چشم و ابروی میرزا محمد رضا که بعدا دستگیرمان شد که جز چشم و ابرو هم چیز دیگری نیست. در آن بین که محاسن و معایب او را می شمردیم، چند بار پرسش نظر سنجی شان پخش شد و چندان چنگی بر دلم نزد. اگر من بودم همانند برنامه میرزا بهرام آقا رادان الممالک پرسش هایی در باب چشم و ابروی این جوان می پرسیدم تا بیشتر به مذاق همشیره های تهرانی خوش آید:
به نظر شما چرا؟
1- چون پولدار است و می تواند خوش لباس باشد
2- چون یادگرفته چطور خودش را بزک کند (آرایش و پیرایش)
3- چون روش دلبردن از دختران این مرز و بوم را خدادادی بلد است
4- همه موارد فوق
که جواب نداده معلوم است که 99.9% به گزینه 4 جواب می دادند. البته همان پرسش های بی نمک خودشان هم کارساز بود تا نزدیک به 500 هزار اث ام اث از جانب همشیره های کف بر دهان آورده تهرانی به برنامه ارسال گردد. (پیشنهاد می کنم همشیرگان عزیز یک وقت نروند ایتالیا زیرا که برایشان خطر مرگ دارد. )
اما از یکی از سخن پرانی های این جوانک خیلی ذوق مرگ شدیم زیرا که بالاخره اثری از آثار خویشاوندی با ما را از خود نشان دارد و آن سخنی بود در باب نعمت هایی که خداوند به بشر زمینی اعطا می کند که در این رابطه 3 مورد را ذکر نمود:
1- انسان به خودی خود لایق دریافت هیچ نعمتی نیست و هر چه به انسان داده می شود بر اثر لطف و موهبت الهی است.
2- خدا بهتر می داند که چه چیزی را به چه کسی بدهد تا بهتر از آن استفاده گردد.
3- هرکس به اندازه چیزی که به او داده می شود باید پاسخگو باشد.
اجرا گر برنامه رشید پور خان که از خاندان ما نیست اشاره کرد که این مطلب در یک حدیث دینی ذکر گردیده است. با شنیدن این فقره اطلاع دیگر کیفمان کوک شد و هوس کردیم که برویم ماچی از لپ های پودر زده اش بکنیم ( که البته بلا فاصله پشیمانی به سراغمان آمد.)
از روی سالیان سال تجربه و با توجه به 500 هزار اث ام اث ، دستگیرمان شد که این حرف نزدیک به احتمال 90% از ذهن سینه چاکان او خارج نخواهد شد و تا دنیا باقی است دهان به دهان نقل شود و از آن افسانه ها بسازند.
پس از پایان برنامه من دائم در این اندیشه بودم که ای کاش سخنانی که قرار است در ذهن جوانان امروز موثر باشد از دهان کسی خارج شود که از او فراری نگردند، کسی که هم قیافه مطلوبی دارد و هم به حد کفایت در نزدشان محبوب است. شاید در این روز و روزگار چندان مهم نباشد که خود آن فرد درونا چقدر آدم خوبی است که دارد نصیحت می کند، همین که به اندازه کافی قیافه اش خوب نما باشد و به حد لازم خوش قیافه، خوش لباس و خوش برخورد نیز باشد کافی است. شاید هم دارم هذیان می گویم! نظر شما چیست؟

