بیایید خودمان را تصور کنیم این گونه که به همراه کاروان پیامبر از سفر حج بر گشته ایم و در محل غدیر خم صدایمان می کنند که دور هم جمع شویم تا پیامبر سخنان مهمی را برایمان بگوید. این چه چیزی است که پیامبر اصرار دارد همین جا در وسط بیابان، زیر آفتاب گرم ظهر بیان کند؟
بیایید یکبار هم که شده این سخنان را بشنویم.

ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است. سلطنتش پر جلال ئ در ارکان آفرینش اش بزرگ است. بی آنکه مکان گیرد و جابه جه شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.
همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیشت. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.
اوست آفریننده ی آسمان ها و گستراننده ی زمین ها و حکمران آنها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح، افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده ها.
به یک نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند. کریم و بردبار و شکیباست. رحمتش جهان شمول و عطایش منت گذار، در انتقام بی شتاب و در کیفر سزاواران عذاب صبور و شکیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا، پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است اوراست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه ی اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریکستان لا شی ء، جاودانه و زنده و عدل گستر، جز او خداوندی نباشد و اوست ارجند و حکیم.
دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر کارها داناست. کسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیابد مگر او -عز و جل- که خود۷ راه نماید و بشتاساند.
گواهی می دهم که او "الله" است. همو که تنزهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است.
بی مشاور، فرمانش را اجرا می کند، بی شریک تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است. پس اوست "الله" که معبودی به جز او نیست.همو که صنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است که ستم روا نمی دارد و کریمی که کارها به او باز می گردد.
و گواهی می دهم که او "الله" است که آفریدگان در برابر زبزرگی اش فروتن و در مقابل عزتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند.پادشاه هستس ها و چرخاننده ی سپهرها و رام کننده ی افتاب و ماه که هریک تا احل معین جریان یابند. او پرده ی شب را به روز و پرده ی روز را که شتابان در پی شب است به شب پیچد. اوست شکننده ی هر ستمگر سرکش و نابود کننده ی هر شیطان رانده شده. نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یکتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده،او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است.
بخواهد و به انجام رساند.اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد.بمیراند و زنده کند.نیازمند و بی نیاز گرداند.بخنداند و بگریاند. نزدیک آورد و دور برد.بازدارد و عطا کند. اوراست پادشاهی و ستایش. به دست توانای اوست تمام نیکی و هموست بر هرچیز توانا.
شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست، گران مایه و آمرزنده، اجابت کننده ی دعا و افزاینده ی عطا، بر شمارنده ی نفس ها، پروردگار پری و انسان.
چیزی بر او مشکل ننماید، فریاد فریاد کنندگان او را آزرده نکند و اصرار اصرار کنندگان او را به ستوه نیاورد. نیکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مومنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است. آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش افریدگان است. او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادر و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن گذاشتع و اطاعت می کنم و به سوی خشنودی او می شتابم و به حکم او تسلیمم. چرا که به فرمانبری او شایق و از کبفر او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی عدالتی اش ترسان نباشد.( زیرا او را ستمی نیست)
جا نشد.بقیش اینجاست
السلام علیک یا ابا صالح المهدی![]()










باید بدانیم غیبت حضرت ولی عصر(عج) طبق تقدیری است که از جانب خدای سبحان مقدر شده و حکمت هایی دارد، شاید یکی از علتها مساعد نبودن موقعیت زمانی باشد، همان طور که پیامبران برای ارشاد امت خود قیام کرده ولی به علت جهالت آنان با خطرهای جدی مواجه شدند و بالاجبار از امت خویش دوری گزیدند؛ مانند حضرت رسول اکرم(ص) که از ترس جان خود، مدتی را در شعب ابوطالب عموی بزرگوارشان گذراندند.
حضرت ادریس(ع) نیز مدت بیست سال از ترس امت گمراه خود که دعوت او را رد کرده بودند غیبت کردند. حضرت موسی(ع) هم مدتی را دور از امت خویش سپری کردند به امید آن که فرصتی پیش آید تا ایشان بتوانند حق را احقاق کرده و باطل را ریشه کن نمایند.
اصولا انبیا و اولیا هدفشان به اجرا گذاشتن قانون الهی بوده است، به همین دلیل برای حفظ جان خود سعی می کردند تا در زمان مناسب به اهداف خود دست پیدا کرده و سپس تسلیم سرنوشت شوند.
خداوند متعال نیز حضرت مهدی(عج) را برای ریشه کردن هر نوع ظلم و ستم حاکم ذخیره کرده و آن حضرت را تا فرا رسیدن اجل حتمی از بلا محفوظ خواهند داشت و بر خلاف گذشته، ستمگران کوچک و بزرگ فرصتی نخواهند یافت تا خدشه ای به وجود نازنین آن یگانه حجت عالم وارد سازند.
دلیل دیگری...
جا نشد.بقیش اینجاست
دعاى آن حضرت است به هنگام پگاه و شامگاه.
حمد و سپاس خداوندى را كه به قوت خود شب و روز را بيافريد و بهقدرت خويش آن دو را از يكديگر فرق نهاد و هر يك را حدى محدود وزمانى معين قرار داد.به تقدير خويش از يكى مىكاهد و بر ديگرىمىافزايد و بر يكى مىافزايد و از ديگرى مىكاهد،تا بندگانش را
توانبه دست آوردن قوت باشد و امكان پرورش.شب را بيافريد تا بندگانشدر آن از رنج و تلاش بياسايند و آن را به مثابه پوششى گردانيد تا در آن بهخواب راحت روند:تنشان بدان آسوده شود و نيرو گيرد و خود به لذت وكاميابى رسند.روز را بيافريد تا در روشنايى آن به طلب فضل و نعمت
.
جا نشد.بقیش اینجاست
نیایش یکم ** نیایش دوم ** نیایش سوم ** نیایش چهارم

نيايش پنجم
دعاى آن حضرت است در حق خود و دوستانش.
اى خداوندى كه عجايب عظمت تو پايان نپذيرد،درود بفرست برمحمد و خاندانش و ما را از سرگرايى در برابر عظمت خود بازدار.
اى خداوندى كه زمان فرمانرواييت را نهايتى نيست،درود بفرستبر محمد و خاندانش و ما را از مكافات عقوبت خويش رهايى بخش.
اى خداوندى كه خزاين رحمتت فنا نشود،درود بفرست بر محمد وخاندانش و ما را از رحمت خويش نصيبى ده.
اى خداوندى كه ديدگان از ديدارت فرومانند،درود بفرست برمحمد و خاندانش و ما را به مقام قرب خود نزديك ساز.
جا نشد.بقیش اینجاست
نيايش دوم
دعاى آن حضرت است پس از حمد و سپاس خداوندى .
بر محمد رسول الله (ص) درود مىفرستد .
حمد و سپاس خداوندى را كه بر ما منت نهاد و پيامبر خود محمدصلى الله عليه و آله را به رسالت بر ما فرستاد.اين نعمت ويژه ما بود وامتهاى گذشته كه در قرنهاى پيشين مىزيستند بىبهره از آن بودند.
اين همه برآمده از قدرت اوست كه ناتوان نبود در هر كار هر چند سترگبود و فرو نگذارد هيچ كارى را هر چند خرد بود.
جا نشد.بقیش اینجاست
نيايش يكم
چون به دعا آغاز مىكرد نخست خداى عز و جل را با چنين عبارتهاى حمد و ثنا مىگفت .
حمد و سپاس خداى را،آن نخستين بى پيشين را و آن آخرين بى پسين را،خداوندى را كه ديده بينايان از ديدارش قاصر آيد و انديشه واصفان از نعت او فروماند.آفريدگان را به قدرت خود ابداع كرد و به مقتضاى مشيت خويش جامه هستى پوشيد و به همان راه كه ارادت او بود روان داشت و رهسپار طريق محبت خويش گردانيد.
جا نشد.بقیش اینجاست

