کانديد هاي اسکار معرفي شدند
برگههاي رايگيري هفته پيش براي اعضاء آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي ارسال شد، اما وقتي خودمان ميتوانيم پيشبيني کنيم، چه نيازي هست تا روز 22 ژانويه (دوم بهمن) منتظر اعلام اسامي نامزدهاي اسکار هشتادم بمانيم؟
سان فرانسيسکو کرونيکل اعلام کرد آنچه در پي ميآيد فهرستي از نامزدهاي احتمالي اسکار امسال است که در چهار رده طبقهبندي شدهاند.
"سرقفليها" افراد يا فيلمهايي هستند که نامزدي آنها حتمي است و نامزد نشدن آنها باعث تعجب ميشود. "مبالغهشدهها" فيلمها يا هنرمنداني هستند که نامزدي احتمالي آنها به خاطر شهرت يا شرايط و نه ويژگي واقعي کارشان است. وقتي نام آنها به عنوان نامزدهاي دريافت جايزه اعلام ميشود عصبي ميشويد و وقتي برنده ميشوند و پس از دريافت جايزه مانند جوليا رابرتز سخناني خودپسندانه به زبان ميآورند، عصبانيت شما بيشتر ميشود.
"دستکمگرفتهشدهها" آدمها يا فيلمهايي که تقريبا هيچ شانسي براي نامزد شدن ندارند، حتي اگر حداقل بيشتر از سه نفر از نامزدهاي نهايي استحقاق داشته باشند. سالها بعد از آنها به عنوان فيلمها يا نقشآفرينيهاي ماندگار ياد ميشود و همه فيلمي مانند "بوي خوش زن" را فراموش ميکنند جز اينکه چقدر درباره آنها بيجهت مبالغه شد.
جاني دپ در "سوئيني تاد" تيم برتن
"بازنده دوستداشتني": نمونه آن فيلمي مانند "سيبيسکت" يا بازيگري نوجوان مانند آبيگيل برسلين است. در اين مورد فيلم يا فرد مضمون کوهي از مطبوعات هستند. معمولا يک کودک است که چيزي از او نشنيدهايد يا يک بازيگر پير که حداقل 15سال است خبري از او نداريد. اين جور نامزدها احتمالا لباسي ميپوشند که مناسب آنها نيست يا صدها مصاحبه ميکنند و وقتي بالاخره پاکت باز و برنده اعلام ميشود، آنها روي صندلي خود ميمانند و ديگر هيچ وقت نامزد نميشوند.اما نامزدهاي احتمالي هشتادمين دوره مراسم اعطاء جايزه اسکار به برگزيدگان آکادمي علوم و هنرهايي سينمايي از نگاه منتقد سان فرانسيسکو کرونيکل عبارتند از:
.... ادامه
جا نشد.بقیش اینجاست
- هرگز در زندگی ات این چهار چیز را نشکن : اعتماد، قول، رابطه و قلب زیرا وقتی این ها می شکنند صدا ندارند اما درد بسیار دارند. چارلز دیکنز
- برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین آنها نباشید.
- برای خریدن عشق هر کس هر چه خواست آورد. دیوانه هیچ نداشت و گریست. همه گمان کردند چون ندارد می گرید اما هیچ کس ندانست که قیمت عشق اشک است.
![]()
به نام خدای باران
- به حمدا... سه نقطه دوباره جان خواهد گرفت و حرکت رو به بی نهایت خود را ادامه می دهد.
- فصل زرد و نارنجی داره تموم میشه و دو شب دیگه بلندمرتبه ترین شب سال هم مثل پارسال طی میشه.
- اوضاع هم رو به راه و رعیت در رفاه به خاطر همین می تونید با این تفکر که تورم چند نرخی است به حج مشرف بشید .
- یاد و خاطره ۱۰ آذر ، سالگرد اولین ۳نقطه + تعطیلات ، هم گرامی باد.
- ولی همه اینها یه طرف و این هم یه طرف :
باران که می بارد ... تو می آیی ، باران که می بارد ... تو در راهی
یا علی
وصیت نامه داریوش پادشاه ایران
اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو يا سه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .
جا نشد.بقیش اینجاست
بر اساس این گزارش فیلم سیصد اثر کمپانی intur picturesT warchr bros به کارگردانی فرانک میلر در کمتر از 2 ماه و با کمک کشورها و دولت های غربی ساخته شده است و این کارگردان در کارنامه کاری خود فقط 2 اثر مستند دارد که در سال گذشته در آمریکا اکران شد .
سعید نظری جوان ایرانی نقدی بر فیلم سیصد نوشته و دراین خصوص می گوید : من با توجه به حس میهن پرستی و عرق ملی با بررسی مدارک و مستندات بسیار معتبر ( کتاب از زبان داریوش اثر پروفسور هاید ماری کخ و مجموعه کتابهای دیگر به این نتیجه رسیدم که موضوع فیلم سیصد کاملا کذب است و پس از تحقیقات زیاد فیلم را در 14 صفحه نقد و در مقاله ای در 183 صفحه نوشتم که واقعیت و حقایق را برای ایران و دنیا بیان می کند .
ادامه مطلب را مطالعه کنید...
جا نشد.بقیش اینجاست
عجيبترين نامهاي ايراني كوششي است از خلاصهي تحقيقات مركز آمار ايران در خصوص نامهاي نامتعارف و عجيب و غريب ايرانيان. آنچه كه در اين نوشتار كوتاه بدان پرداخته ميشود، نگاهي مصداقي دارد به تركيب نامهاي مرد/زن و بازتابهاي جالب آن.
1- نامهاي در تضاد با جنسيت
تجزيه و تحليل جنسيتي نامهاي نامتعارف نشان ميدهد كه 70درصد نامهايي كه متناسب با زنان است براي مردان و 30درصد نامهايي كه متعلق به مردان است براي زنان به كار گرفته شده است.
مصاديق نامها:
مهينرضا، زن، زاهدان
سينا، زن، آمل
پريتك، مرد، ميناب
وليبانو، مرد، تهران
پريا، مرد، زابل
ياسمينخان، مرد، ميانه
2- نامهاي جغرافيايي
ساختار برخي ديگر از نامهاي نامتعارف نشان ميدهد كه 70درصد از اين نامها متعلق به مردان بوده و برگرفته از مكانهاي جغرافيايي است.
مصاديق نامها:
آمريكا، زن، آبادان
اروپا، مرد، همدان
درياقلي، مرد، شهركرد
بغداد، مرد، بندرعباس
بوشهر، مرد، ممسني
اهواز، مرد، اهر
3- نامهاي زماني
در ساختار بسياري از اين نامها، نشانههايي از فصل، ماه، هفته، و روز ديده ميشود. در اين نمونه نيز باز هم مردها 82درصد اين فراواني را تشكيل ميدهند.
مصاديق نامها:
درادامه مطلب ...
جا نشد.بقیش اینجاست
ّIranian Fashion
دوستان عزیز : این روزها که بحث حجاب در جامعه داغ داغ است ، نمایشگاههایی برای پیشبرد اهداف تغییر حجاب زنان و نیل به ایرانی و اسلامی بودن آن برگزار می شود.
گالری عکس زیر (در ادامه مطالب) نمونه ای از این نمایشگاه هاست. از تمامی شما بازدیدکنندگان ( هم دختر ایرانی و هم پسر ایرانی ) تقاضا دارم تا شماره طرح مدل خود را که در زیر هر مدل قید گردیده است در قسمت نظرات این پست قرار دهند.

( نمایشگاه مدل لباس ایرانی و اسلامی )
جا نشد.بقیش اینجاست
«دکتر علی شریعتی»
همیشه هم اینطور نیست که تنها به خاطر کم کاری گروه های کوچک جامعه و یا بهتر بگویم زیر دستی ها! کارها به طور کامل و صحیح انجام نشوند و به صورت نیم کاره و ناقص تحویل بالا دستی ها شوند! چیزی که امروزه در جامعه با آن مواجه هستیم عدم وجود مدیریت صحیح بر گروه های کوچک می باشد. مدیریتی که تنها با داشتن بند پ و کمی رو و ابرو پشت میز نشسته و برای دیگران بدون هیچ سابقه مدیریتی تعیین تکلیف می کند.
برای فهمیدن این موضوع نیازی به بررسی مدیریت کلان جامعه نیست! بلکه اگر چند درجه کله مبارک را به اطراف بچرخانیم شاهد این بیماری مدیریتی در کنارمان خواهیم بود. شاید همین دوست کنار دستی مان که حاضریم روی سرش قسم بخوریم یکی از ناقلان این بیماری باشد. شاید هم همه ما! به عبارتی می توان به این عبارت مشهور از زبان ایرانیان قدیم اشاره کرد که : آب نمی بینیم و گرنه شناگران ماهری هستیم!
چیزی که مسلم است این است ، کسی بدش نمی آید به او بگویند آقا یا خانم مدیر! با این لقب قند در دل همه آب می شود. برای همین بدون هیچ مهارتی کم کم خودمان هم باورمان می شود که : نه بابا حتما یک چیزی هستم که به من می گویند مدیر!
ای دریغ!
این همه مقدمه چینی کردم تا برسم به دو تجربه ، یکی شیرین و یکی تلخ. تجربه شیرین سه نقطه ( این روز ها بدجوری حال و هوای خرداد ماه پارسال هم من را گرفته است). می خواهم یادی کنم از سردبیر! به به که عجب سردبیری بود! شاید دوستانی که یک زمانی باهم در سه نقطه کار می کردیم هم تایید کنند که سردبیری این نشریه چیزی را بر دیگران تحمیل نمی کرد. حرف زور نمی زد. مشورت می کرد و نظر دیگران برایش مهم بود. جالب اینجاست که خود نیز به حفظ این مقام چندان رغبتی نداشت اما تا زمانی که بود به خوبی تعادل را بین سایر بخش ها برقرار می کرد. شاید تنها رمز موفقیت او اهمیت بر نظرات دیگران بود.
حالا نوبت می رسد به تجربه تلخ اینجانب که مربوط به چاپ یک نشریه کامپیوتری در دانشگاهی است که تازه وارد آن شده ام. فکر کردم همه جا سه نقطه است! یکی از تشکل های این دانشگاه به دنبال چند نفر بود که بتوانند مطالبی بنویسند و در عرض 10 روز یک نشریه چاپ شود که در واقع به جهت اسم و رسم دار کردن تشکل خودشان به دنبال این قضیه بودند و من بعدا فهمیدم که خود نشریه چندان مهم نیست.
در جلسه اول آقای مدیر مسئول که پسرک دانشجویی بود و خود همه کاره آن تشکل نیز بود در کنار ما نشست ( اشاره کنم که ما 6 نفر دختر بودیم یا خواهر!) و گفت 20 صفحه مطلب می خواهیم در عرض یک هفته حاضر شود. من هم مخالفت کردم و گفتم محال است ! اما به هر طریقی بود ما خر شدیم و قبول کردیم. بعد از آن جلسه در عرض 1 هفته 36 صفحه یا بیشتر، مطلب به همراه عکس تحویل رابط آقا شد. دقت کنید تحویل رابط! به جهت اینکه در این دانشگاه جیییز است که فعالیت خواهران و برادران مختلط باشد و فقط این مشکل در مورد فعالیت های علمی و فرهنگی است و گرنه در موارد دیگر اگر خانم و آقا دست در دست هم در حیاط راه هم بروند هیچ مشکلی نیست.
این آقای مدیر مسئول که در جلسه اول کنار ما نشسته بود بعد از آن شد بالا دستی ما و تنها از طریق رابط می شد با ایشان صحبت نمود. از سمت رابط خبر رسید که چون مطالبتان زیاد هست دو راه وجود دارد یا با حذف یک سری از مطالب تنها 8 صفحه از آن را چاپ کنیم یا بماند برای مهر ماه کلش را چاپ کنیم. ما هم این صحبت را به عنوان مشورت تلقی کردیم و در جواب گفتیم که چون مطالب از بین می رود بهتر است بگذارند برای مهر ماه...
باز هم ای دریغ!
زیرا که روز گذشته نشریه 6 صفحه ای با افتضاح ترین حالت ممکن چاپ شد. خدا را شکر که آخر ترم است و کسی در دانشگاه نیست که آن را بخرد و گرنه بدجور بی آبرویی می شد.
اما خوب الان مدیر مسئول و دبیر این تشکل بسیار خوشحال هم هست که توانسته یک سابقه به سوابق نشریات باشگاه علمی اش بیافزاید . هرچند بی کیفیت و غیر علمی. متاسفم که نام من جزو هیئت تحریریه این نشریه ذکر شده است ای کاش می توانستم این لکه ننگ را پاک کنم!!!!!!!
من برای رابط خانم این تشکل هم واقعا متاسفم که هیچ نقشی در این تشکل ندارد و اجازه می دهد اینگونه با او رفتار شود. هیچ وقت یادم نمی رود روز اولی که به دفتر این تشکل رفتم آقایی که سرش پایین بود و حتی به من نگاه هم نمی کرد ما را راهنمایی کرد که برویم پیش خانم فلانی که مسئول خواهران است. برای اینکه تا امروز توانسته است اعتماد آنها را جلب کند و کارش خوب بوده است! می خواستم بگویم مگر شما کی هستید که این خانم اعتماد شما را جلب کرده است؟ اما جلوی خودم را خیلی گرفتم تا چیزی نگویم.
با این تجربه بود که فهمیدم با اینکه ما زیر دستی ها کار خود را به درستی ، با کیفیت و سر موقع تحویل دادیم، عدم مدیریت صحیح مدیر مسئول و عدم حضور سردبیر و نبود ارتباط مستقیم بین خانم ها و آقایان و از همه جالب تر و نامحترمانه تر عدم ترتیب اثردهی بر نظرات افراد گروه باعث زایل شدن کل زحمات این گروه 6 نفره گردید.
.jpg)
.:. جواهری در قصر .:.
جواهری در قصر که یکی از سریالهای خوش مزه و کره ای است و مدتی در ایران پخش می شود، دارای طرفداران زیادی است که حتی وبلاگ های متعددی نیز برای آنها ساخته شده است.
تعدادی از عکسهای پشت صحنه به همراه آهنگ سزیال نیز در این پست قرار داده ام.
اعلامیه فوت بانو مرحومه مغفوره هن
عکسهایی از یانگوم و ...
عکسهایی از بانو هن و دشمنش
وبلاگ طرفداران سریال
موسیقی سریال
