تبليغاتX
سه نقطه

 

سه نقطه عزیز! سلام!

می بینی عجب دنیای بی اعتباری است؟ هی از بچگی در گوشمان خواندند به این عجوزه بی داماد اعتماد نکن که به کسی رحم نمی کند. ولی کو گوش شنوا! حالا هم که خودت و خودم شاهد بی وفایی اش هستیم. می بینی؟همه یاران خرامیدند و رفتند! فقط خودت ماندی و خودم و به قول معروف "علی ماند و حوضش"/

خوب معرفت دوستان هم از همین جا معلوم شد. "هر کسی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش"

یکی به دنبال عیال و دیگری به دنبار کار و آن یکی به دنبال درس و مکتب. ظاهرا از بین این جماعت، بیکار تر از همه من بینوا بوده ام و خودت. به جان تو که می خواهم بالای جانت جان نباشد ، چقدر به حال حماقت من و تو خندیده اند و در پستوی دلشان زمزمه کرده اند که سه نقطه را که خودمان کشتیم و چند وقت پیش چال کردیم پس این بنده خدا نفهمید؟ البته از تو چه پنهان که زنده به گورت کرده اند و هنوز با خبر نشده ای... بله!

سه نقطه خوبم! ما با هم خاطرات خوبی داشتیم. و آن موقع که زیاد بودیم چه نقشه های که برایت نداشتیم. اما حالا فقط من مانده ام و اسمی از تو و بیخود نگفته اند که " یک دست صدا ندارد"

می دانی چقدر عذاب آور است وقتی می آیم سراغت و در احوال سوت و کورت گاهی اوقات صدای جیرجیرک می شنوم. کو آن همه ذوق و شوق و برنامه؟ ای بابا ! راست گفته اند که یاران واقعی در روزگاران سخت شناخته می شوند.

همه گفتند که روزگار سه نقطه تمام شد. باور نمی کنم! تو همیشه هستی مثل یک خاطره خوب در ذهن و قلب من که تا آخر بود و بقیه که اول قیف زیاد بودند و از سوراخ آن رد نشدند و از همان بالا پریدند بیرون!

اما خوب چه می شود کرد. وقتی نه سازی هست نه نوازنده ای بهتر است شنونده ای هم نباشد. هر چه نباشد سه نقطه یک زمانی مال همه بود نه مال یک نفر. ادامه راه تک نفری تنها شکنجه روحی است و من هم که مازوخیسم ندارم که خودم را مجروح کنم هر چه نباشد این روزگار به اندازه کافی به آدمیزاد زخم می زند.

آخر کلام اینکه حالا که همه بهانه ای و مشغله ای برای خود دست و پا کرده اند من هم چیزی برای خود می تراشم به یاد سه نقطه عزیزم و می روم. تنها نوشتن سه نقطه نمی خواهد ! پس نخود نخود هر که رود خانه خود!

 

 

عماد الدین گفت و

 

به به ! چه برفی

اینم یک عکس از عکاس سه نقطه

رز یخ زده!

عماد الدین گفت و

کانديد هاي اسکار معرفي شدند

برگه‌هاي راي‌گيري هفته پيش براي اعضاء آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي ارسال شد، اما وقتي خودمان مي‌توانيم پيش‌بيني کنيم، چه نيازي هست تا روز 22 ژانويه (دوم بهمن) منتظر اعلام اسامي نامزدهاي اسکار هشتادم بمانيم؟

سان فرانسيسکو کرونيکل اعلام کرد آنچه در پي مي‌آيد فهرستي از نامزدهاي احتمالي اسکار امسال است که در چهار رده طبقه‌بندي شده‌اند.

"سرقفلي‌ها" افراد يا فيلم‌هايي هستند که نامزدي آنها حتمي است و نامزد نشدن آنها باعث تعجب مي‌شود. "مبالغه‌شده‌ها" فيلم‌ها يا هنرمنداني هستند که نامزدي احتمالي آنها به خاطر شهرت يا شرايط و نه ويژگي واقعي کارشان است. وقتي نام آنها به عنوان نامزدهاي دريافت جايزه اعلام مي‌شود عصبي مي‌شويد و وقتي برنده مي‌شوند و پس از دريافت جايزه مانند جوليا رابرتز سخناني خودپسندانه به زبان مي‌آورند، عصبانيت شما بيشتر مي‌شود.

"دست‌کم‌گرفته‌شده‌ها" آدم‌ها يا فيلم‌هايي که تقريبا هيچ شانسي براي نامزد شدن ندارند، حتي اگر حداقل بيشتر از سه نفر از نامزدهاي نهايي استحقاق داشته باشند. سال‌ها بعد از آنها به عنوان فيلم‌ها يا نقش‌آفريني‌هاي ماندگار ياد مي‌شود و همه فيلمي مانند "بوي خوش زن" را فراموش مي‌کنند جز اينکه چقدر درباره آنها بي‌جهت مبالغه شد.

جاني دپ در "سوئيني تاد" تيم برتن

"بازنده دوست‌داشتني": نمونه آن فيلمي مانند "سيبيسکت" يا بازيگري نوجوان مانند آبيگيل برسلين است. در اين مورد فيلم يا فرد مضمون کوهي از مطبوعات هستند. معمولا يک کودک است که چيزي از او نشنيده‌ايد يا يک بازيگر پير که حداقل 15سال است خبري از او نداريد. اين جور نامزدها احتمالا لباسي مي‌پوشند که مناسب آنها نيست يا صدها مصاحبه مي‌کنند و وقتي بالاخره پاکت باز و برنده اعلام مي‌شود، آنها روي صندلي خود مي‌مانند و ديگر هيچ وقت نامزد نمي‌شوند.

اما نامزدهاي احتمالي هشتادمين دوره مراسم اعطاء جايزه اسکار به برگزيدگان آکادمي علوم و هنرهايي سينمايي از نگاه منتقد سان فرانسيسکو کرونيکل عبارتند از:

 .... ادامه


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

... 86/10/14 13:46
جملاتی برای تفکر در این روز های برفی :

  •  هرگز در زندگی ات این چهار چیز را نشکن : اعتماد، قول، رابطه و قلب زیرا وقتی این ها می شکنند صدا ندارند اما درد بسیار دارند.       چارلز دیکنز
  • برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین آنها نباشید.
  • برای خریدن عشق هر کس هر چه خواست آورد. دیوانه هیچ نداشت و گریست. همه گمان کردند چون ندارد می گرید اما هیچ کس ندانست که قیمت عشق اشک است.

عماد الدین گفت و

بیایید خودمان را تصور کنیم این گونه که به همراه کاروان پیامبر از سفر حج بر گشته ایم و در محل غدیر خم صدایمان می کنند که دور هم جمع شویم تا پیامبر سخنان مهمی را برایمان بگوید. این چه چیزی است که پیامبر اصرار دارد همین جا در وسط بیابان، زیر آفتاب گرم ظهر بیان کند؟

بیایید یکبار هم که شده این سخنان را بشنویم.

                                                                  

ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است. سلطنتش پر جلال ئ در ارکان آفرینش اش بزرگ است. بی آنکه مکان گیرد و جابه جه شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.

همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیشت. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.

اوست آفریننده ی آسمان ها و گستراننده ی زمین ها و حکمران آنها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح، افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده ها.

به یک نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند. کریم و بردبار و شکیباست. رحمتش جهان شمول و عطایش منت گذار، در انتقام بی شتاب و در کیفر سزاواران عذاب صبور و شکیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا، پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است اوراست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه ی اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریکستان لا شی ء، جاودانه و زنده و عدل گستر، جز او خداوندی نباشد و اوست ارجند و حکیم.

دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر کارها داناست. کسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیابد مگر او -عز و جل- که خود۷ راه نماید و بشتاساند.

گواهی می دهم که او "الله" است. همو که تنزهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است.

بی مشاور، فرمانش را اجرا می کند، بی شریک تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است. پس اوست "الله" که معبودی به جز او نیست.همو که صنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است که ستم روا نمی دارد و کریمی که کارها به او باز می گردد.

و گواهی می دهم که او "الله" است که آفریدگان در برابر زبزرگی اش فروتن و در مقابل عزتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند.پادشاه هستس ها و چرخاننده ی سپهرها و رام کننده ی افتاب و ماه که هریک تا احل معین جریان یابند. او پرده ی شب را به روز و پرده ی روز را که شتابان در پی شب است به شب پیچد. اوست شکننده ی هر ستمگر سرکش و نابود کننده ی هر شیطان رانده شده. نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یکتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده،او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است.

بخواهد و به انجام رساند.اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد.بمیراند و زنده کند.نیازمند و بی نیاز گرداند.بخنداند و بگریاند. نزدیک آورد و دور برد.بازدارد و عطا کند. اوراست پادشاهی و ستایش. به دست توانای اوست تمام نیکی و هموست بر هرچیز توانا.

شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست، گران مایه و آمرزنده، اجابت کننده ی دعا و افزاینده ی عطا، بر شمارنده ی نفس ها، پروردگار پری و انسان.

چیزی بر او مشکل ننماید، فریاد فریاد کنندگان او را آزرده نکند و اصرار اصرار کنندگان او را به ستوه نیاورد. نیکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مومنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است. آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش افریدگان است. او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادر و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن گذاشتع و اطاعت می کنم و به سوی خشنودی او می شتابم و به حکم او تسلیمم. چرا که به فرمانبری او شایق و از کبفر او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی عدالتی اش ترسان نباشد.( زیرا او را ستمی نیست)

 


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر

 

مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم

 

متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر

 

بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم

 

چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلی زياد صحبت مي کنيم، به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم

 

زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

 

ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر

 

بيشتر خرج می کنيم اما کمتر داريم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم

 

ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم

 

فضا بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را

 

بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام  مي رسانيم

 

عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داريم اما اصول اخلاقی پايين تر

 

کامپيوترهای بيشتری مي سازيم تا اطلاعات بيشتری نگهداری کنيم، تا رونوشت های بيشتری توليد کنيم، اما ارتباطات کمتری داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتری داريم

 

اکنون زمان غذاهای آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

 

فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذای بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايی اما خانواده های از هم پاشيده

 

بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيتهای خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگی يک موقعيت خاص است

 

در جستجو دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهی به نيازهايتان داشته باشيد

زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را که دوست داريد ببينيد

 

زندگی فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره ای ازلحظه های لذتبخش است

 

از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را برای روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد

 

عباراتی مانند ”يکی از اين روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد. بياييد نامه ای را که قصد داشتيم ”يکی از اين روزها“ بنويسيم همين امروز بنويسيم

 

بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزی را که مي تواند به خنده و شادی شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد

 

هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد که شايد آن مي تواند آخرين لحظه باشد

عماد الدین گفت و

 

عماد الدین گفت و

کم کم دارد سر و کله ماه رمضان پیدا می شه... امسال ماه رمضان، چهارمین سالی است که گروه دانشجویی فصل حضور تصمیم دارد با الگو قرار دادن روش حضرت علی (ع) در یتیم نوازی و اطعام انسان های نیازمند، گام کوچکی در رفع نیازهای آن ها بردارد.

اگر دوست دارید بدانید که برنامه امسال چیست می توانید به سایت رسمی این گروه به آدرس زیر سر بزنید و عضو شوید :

 

 سایت فصل حضور

 

پیشنهاد می کنم عکس هایی را که در آلبوم عکس این سایت قرار داده شده هم ببینید...

از آلبوم عکس بازدید فرمایید

 

می توانید از آدرس ایمیل زیر برای برقراری ارتباط با مسئولین استفاده کنید:

 

yaran@faslehozor.com

 

عماد الدین گفت و

روان شناسان شخصيتي براين عقيده اند که شماره تولد، شما را از آن چيزي که مي خواهيد باشيد دور نمي کند ، بلکه مانند رنگي است که نوع آن و زيبايي اش براي افراد مختلف متفاوت است . به مثال زير توجه کنيد :

فرض مي کنيم که شما متولد 8 مهر 1355 هستيد . مهر ماه هفتم (7) سال است پس :

1355+7+8 = 1370 = 1+3+7+0 = 11 = 1+1 = 2

شماره تولد شما 2 است و اکنون مي توانيد آنچه راکه مربوط به اين شماره است با خود مطابقت دهيد .

تفسير اعداد

1- خالق و مبتکر :

" يک " ها پايه و اساس زندگي هستند . هميشه عقايد جديد و بديع دارند و اين حالت در آنها طبيعي است . هميشه دوست دارند تمامي کارها و مسائل بر حول محوري که آنها مي گويند و تعيين مي کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند ، گاهي خود خواه مي شوند . با اين حال " يک " ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبي مهارتهاي سياسي را ياد ميگيرند . هميشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند ، چون عاشق اين هستند که " بهترين " باشند . در استخدام خود بودن و براي خود کار کردن بزرگترين کمک به آنهاست ولي بايد ياد بگيرند عقايد ديگران ممکن است بهتر باشد و بايد با رويي باز آنها را نيز بشنوند .

2- پيام آور صلح :

" دو " ها سياستمدار به دنيا مي آيند ! از نياز ديگران خبر دارند و غالبا پيش از ديگران به آنها فکر مي کنند . اصلا تنهايي را دوست ندارند . دوستي و همراهي با ديگران برايشان بسيار مهم است و مي تواند آنها را به موفقيت در زندگي رهنمون سازد . اما از طرف ديگر ، چنانچه در دوستي با کسي احساس ناراحتي کنند ترجيح مي دهند تنها باشند . از آنجايي که ذاتا خجالتي هستند بايد در تقويت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند .

3- قلب تپنده زندگي :

" سه " ها ايده آليست هستند ، بسيار فعال ، اجتماعي ، جذاب ، رمانتيک وبسيار بردبار و پر تحمل . خيلي کارها را با هم شروع مي کنند اما همه آنها را پيگيري نمي کنند . دوست دارند که ديگران شاد باشند و براي اين کار تمام تلاش خود رابه کار مي گيرند . بسيار محبوب اجتماعي و ايده آليست هستند اما بايد ياد بگيرند که دنيا را از ديد واقعگرايايه تري هم ببينند .

 

ادامه شماره ها در ادامه مطلب

شما چه شماره ای بودید؟؟؟


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

 

وصیت نامه داریوش پادشاه ایران

اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو يا سه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .



جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

:: عیدانه! 86/06/06 12:38

عید شما مبارک!

عید نیمه شعبان

بر همه سه نقطه ای ها

مبارک!

عماد الدین گفت و

هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد
عماد الدین گفت و

پس از گذشتن ۶ ماه از افتتاح وبلاگ سه نقطه

مشاهده این آمار در اولین روز ماه هفتم،

برای اهالی آن بسیار دلگرم کننده است.

Great

این یعنی :

بازدید متوسط ماهانه ۱۰۰۰ نفر از وبلاگ سه نقطه.

عماد الدین گفت و

عکس سال !!!!

برای دیدن بقیه عکس ها بهتر دیدیم که عکس ها در یاهو ۳۶۰ آپلود بشود تا به صورت همگانی در اختیار عموم قرار نگیرد. دوستانی که آی دی آنها در دسترس باشد به۳۶۰ دعوت خواهند شد

عماد الدین گفت و

بعد از اعتراض جوان ایرانی استادان دانشگاه هاروارد وشیکاگو از ساخت فیلم 300از ایرانیان عذر خواهی کردند . به گزارش ایسکانیوز به نقل از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرج، سعید نظری جوان 19 ساله ایرانی در اردیبهشت سال جاری بعد از دیدن فیلم سیصد نقدی 183 صفحه ای را با توجه به مستندات و واقعیات برای ایران و دنیا نوشته و در 4 مرداد ماه سال جاری در مجله تهران در آمریکا چاپ کرد .

بر اساس این گزارش فیلم سیصد اثر کمپانی intur picturesT warchr bros به کارگردانی فرانک میلر در کمتر از 2 ماه و با کمک کشورها و دولت های غربی ساخته شده است و این کارگردان در کارنامه کاری خود فقط 2 اثر مستند دارد که در سال گذشته در آمریکا اکران شد .
سعید نظری جوان ایرانی نقدی بر فیلم سیصد نوشته و دراین خصوص می گوید : من با توجه به حس میهن پرستی و عرق ملی با بررسی مدارک و مستندات بسیار معتبر ( کتاب از زبان داریوش اثر پروفسور هاید ماری کخ و مجموعه کتابهای دیگر به این نتیجه رسیدم که موضوع فیلم سیصد کاملا کذب است و پس از تحقیقات زیاد فیلم را در 14 صفحه نقد و در مقاله ای در 183 صفحه نوشتم که واقعیت و حقایق را برای ایران و دنیا بیان می کند .

ادامه مطلب را مطالعه کنید...


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

عجيب‌ترين نام‌هاي ايراني كوششي است از خلاصه‌ي تحقيقات مركز آمار ايران در خصوص نام‌هاي نامتعارف و عجيب و غريب ايرانيان. آنچه كه در اين نوشتار كوتاه بدان پرداخته مي‌شود، نگاهي مصداقي دارد به تركيب نام‌هاي مرد/زن و بازتاب‌هاي جالب آن.

 

1-  نام‌هاي در تضاد با جنسيت
تجزيه و تحليل جنسيتي نام‌هاي نامتعارف نشان مي‌دهد كه 70درصد نام‌هايي كه متناسب با زنان است براي مردان و 30درصد نام‌هايي كه متعلق به مردان است براي زنان به كار گرفته شده است.

مصاديق نام‌ها:
مهين‌رضا، زن، زاهدان
سينا، زن، آمل
پري‌تك، مرد، ميناب
ولي‌بانو، مرد، تهران
پريا، مرد، زابل
ياسمين‌خان، مرد، ميانه


2- نام‌هاي جغرافيايي
ساختار برخي ديگر از نام‌هاي نامتعارف نشان مي‌دهد كه 70درصد از اين نام‌ها متعلق به مردان بوده و برگرفته از مكان‌هاي جغرافيايي است.

مصاديق نام‌ها:
آمريكا، زن، آبادان
اروپا، مرد، همدان
درياقلي، مرد، شهركرد
بغداد، مرد، بندرعباس
بوشهر، مرد، ممسني
اهواز، مرد، اهر


3-  نام‌هاي زماني
در ساختار بسياري از اين نام‌ها، نشانه‌هايي از فصل، ماه، هفته، و روز ديده مي‌شود. در اين نمونه نيز باز هم مردها 82درصد اين فراواني را تشكيل مي‌دهند.

مصاديق نام‌ها:

 

 درادامه مطلب ...

 


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

:: نگار 86/05/18 1:11

 

سه نقطه پیشاپیش مبعث پیامبر عزیزمان را تبریک می گوید

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

عماد الدین گفت و

.:. بدون شرح 86/05/16 22:12

عکاسش حرفه ای بوده ها!

عماد الدین گفت و

 

اطلاعیه

به عرض دوستان سه نقطه ای عزیز می رسانم که تاریخ اردوی تنگه واشی به دو دلیل تغییر می کند.

اول اینکه تعدادی از دوستان در روز ۲۰ مرداد یعنی مبعث گرامی رسول خدا برنامه مسافرت شخصی یا خانوادگی دارند

دوم اینکه شنیده ایم که تنگه مورد نظر در روزهای تعطیل بسیار شلوغ می شود و نمی توان از طبیعت آنجا لذت کافی را برد

بنابراین بر حسب اجبار روز این اردوی سه نقطه ای به یکی از روزهای غیر تعطیل وسط هفته تغییر خواهد کرد که با هماهنگی های بیشتر به اطلاع خواهد رسید

عماد الدین گفت و

(...] 86/05/09 18:23

سلام و درودی امردادی بر تمام سه نقطه ای های عزیز!

 

همانطور که در پست های قبلی مطالعه فرمودید از این پس مدیریت این وبلاگ بر دوش من کمترین نهاده شده است. با امید بر ایزد منان این مسئولیت را پذیرفتم و شما نیز دعا کنید که تغییرات خوبی که متاسافانه مدیریت قبلی از پسش بر نیامد را در حق این وبلاگ ادا کنم! البته همین جا از زحمات فرهاد خان که در این مدت این مهم را بر عهده داشت سپاس گزارم.

 

اولین تغییر اضافه کردن دوباره بردیا به لیست نویسندگان این وبلاگ است. بحق که نبود او در این مدت ضایعه عظیمی بود برای اهالی سه نقطه. به جای مدیریت قبلی  از رفتاری که با ایشان شده شدیدا ابراز تاسف می نمایم و ازبردیا تقاضا دارم هر چه سریعتر برای دریافت کلمه عبور خود اقدام نماید.

عماد الدین گفت و

عکس از : فرفرسیاه

رفته بودم سر حوض- تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب.

آب در حوض نبود.

ماهیان می گفتند: هیچ تقصیر درختان نیست.

ظهر دم کرده تابستان بود،

پسر روشن آب، لب پاشویه نشست،

و عقاب خورشید، آمد او را به هوا برد که برد.

به درک راه نبردیم به اکسیژن آب،

برق از پولک ما رفت که رفت.

ولی آن نور درشت، - عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد، چشم ما بود.

روزنی بود به اقرار بهشت.

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها، حوض شان بی آب است.

باد می رفت به سر وقت چنار،

من به سر وقت خدا می رفتم.

سهراب سپهری – حجم سبز

 

عماد الدین گفت و

::: باب علی 86/05/05 9:39
 

 باب علی

برادر! چراغ ها را باید روشن کرد.

من از تو برای طلوع بی تاب ترم.

بگذار این "مذهب جادو" ، در روشنی بمیرد تا "مذهب وحی" را ببینیم.

چهره ی "علی" در روشنایی زیبا و خدایی است.

به تو و من - بی مذهب و مذهبی - هر دو،

علی را در تاریکی نشان داده اند.

 - دکتر علی شریعتی

عماد الدین گفت و

 

چند روز پیش در مترو دو تا دوست که دانشجو هم بودند داشتند درباره امتحان صحبت می کردند. یکی شون گفت ای کاش میمردم و این امتحان ها را نمی دادم.

دوستش یک خاطره جالب برایش تعریف کرد. یکی از دانشجوهای رشته طراحی و دوخت موقع امتحان عملی خیاطی دائم دعا می کرد که : ای خدا منو بکش تا این امتحان را ندم... ای خدا منو بکش!

خلاصه اینقدر گفت و گفت که موقع برگزاری امتحان سوزن ته گردی که گذاشته بود گوشه لبش پرید توی حلقش و درجا مرد!!! و امتحان هم نداد!

واقعا یک امتحان ارزش جانش را داشت؟

عماد الدین گفت و

Oliver Stone

از محافل هنری نزديک به رييس جمهوری اسلامی ايران گزارش رسيده است که اوليور استون، کارگردان معروف آمريکايی، خواهان ساختن فيلمی مستند درباره محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران، شده است.عليرضا سجادپور، تهيه کننده و فيلمساز، به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، گفته است که اليوراستون، کارگردان مطرح آمريکايی، از دفتر رياست جمهوری تقاضای ساخت فيلم مستند بلندی درباره محمود احمدي نژاد کرده است.دبير هيات اسلامي هنرمندان گفت: «تا آنجايی که در جريان هستم، پاسخ چنين درخواستی، زمان می برد و دفتر رياست جمهوری در حال بررسی اين پيشنهاد است.» عليرضا سجادپور افزود:«اين تقاضا حدود سه ماه پيش از سوی اين فيلمساز معروف آمريکايی که فيلم های متعددی با مايه های اجتماعی و سياسی در چند سال اخير ساخته است، مطرح شد.» وی اين پيشنهاد را «خوب» توصيف کرد و گفت:«به عنوان يک فيلمساز، علاقه مندم اين تقاضا مورد پذيرش قرار گيرد.»                                                                                                                                                                                                                                         

                                                                                                                                           

عليرضا سجادپور درباره اليور استون گفت که وی از جمله کارگردانان معترض به نگاه جنگ طلبانه آمريکا محسوب می شود و در دو سال اخير، «فيلم مستندی هم راجع به فيدل کاسترو ساخته که بازتاب منفی از آن شنيده نشد و به نظر، فيلم خوبی آمده است.»                                                                    

ايسنا در اين گزارش يادآوری کرد که جواد شمقدری، مشاور هنری محمود احمدی نژاد، روز پنجشنبه هفتم تير، در حاشيه نشست هيئت اسلامی هنرمندان، موضوع درخواست اوليور استون را مطرح کرده بود

ادامه مطلب را از اینجا دنبال کنید

منبع : رادیو فردا

عماد الدین گفت و

دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است. زندگی یعنی این ....

«دکتر علی شریعتی»

عماد الدین گفت و

همیشه هم اینطور نیست که تنها به خاطر کم کاری گروه های کوچک جامعه و یا بهتر بگویم زیر دستی ها! کارها به طور کامل و صحیح انجام نشوند و به صورت نیم کاره و ناقص تحویل بالا دستی ها شوند! چیزی که امروزه در جامعه با آن مواجه هستیم عدم وجود مدیریت صحیح بر گروه های کوچک می باشد. مدیریتی که تنها با داشتن بند پ و کمی رو و ابرو پشت میز نشسته و برای دیگران بدون هیچ سابقه مدیریتی تعیین تکلیف می کند.

برای فهمیدن این موضوع نیازی به بررسی مدیریت کلان جامعه نیست! بلکه اگر چند درجه کله مبارک را به اطراف بچرخانیم شاهد این بیماری مدیریتی در کنارمان خواهیم بود. شاید همین دوست کنار دستی مان که حاضریم روی سرش قسم بخوریم یکی از ناقلان این بیماری باشد. شاید هم همه ما! به عبارتی می توان به این عبارت مشهور از زبان ایرانیان قدیم اشاره کرد که : آب نمی بینیم و گرنه شناگران ماهری هستیم!

چیزی که مسلم است این است ، کسی بدش نمی آید به او بگویند آقا یا خانم مدیر! با این لقب  قند در دل همه آب می شود. برای همین بدون هیچ مهارتی کم کم خودمان هم باورمان می شود که : نه بابا حتما یک چیزی هستم که به من می گویند مدیر!

ای دریغ!

این همه مقدمه چینی کردم تا برسم به دو تجربه ، یکی شیرین و یکی تلخ. تجربه شیرین سه نقطه ( این روز ها بدجوری حال و هوای خرداد ماه پارسال هم من را گرفته است). می خواهم یادی کنم از سردبیر! به به که عجب سردبیری بود! شاید دوستانی که یک زمانی باهم در سه نقطه کار می کردیم هم تایید کنند که سردبیری این نشریه چیزی را بر دیگران تحمیل نمی کرد. حرف زور نمی زد. مشورت می کرد و نظر دیگران برایش مهم بود. جالب اینجاست که خود نیز به حفظ این مقام چندان رغبتی نداشت اما تا زمانی که بود به خوبی تعادل را بین سایر بخش ها برقرار می کرد.  شاید تنها رمز موفقیت او اهمیت بر نظرات دیگران بود.

حالا نوبت می رسد به تجربه تلخ اینجانب که مربوط به چاپ یک نشریه کامپیوتری در دانشگاهی است که تازه وارد آن شده ام. فکر کردم همه جا سه نقطه است! یکی از تشکل های این دانشگاه به دنبال چند نفر بود که بتوانند مطالبی بنویسند و در عرض 10 روز یک نشریه چاپ شود که در واقع به جهت اسم و رسم دار کردن تشکل خودشان به دنبال این قضیه بودند و من بعدا فهمیدم که خود نشریه چندان مهم نیست.

در جلسه اول آقای مدیر مسئول که پسرک دانشجویی بود و خود همه کاره آن تشکل نیز بود در کنار ما نشست ( اشاره کنم که ما 6 نفر دختر بودیم یا خواهر!) و گفت 20 صفحه مطلب می خواهیم در عرض یک هفته حاضر شود. من هم مخالفت کردم و گفتم محال است ! اما به هر طریقی بود ما خر شدیم و قبول کردیم. بعد از آن جلسه در عرض 1 هفته 36 صفحه یا بیشتر، مطلب به همراه عکس تحویل رابط آقا شد. دقت کنید تحویل رابط! به جهت اینکه در این دانشگاه جیییز است که فعالیت خواهران و برادران مختلط باشد و فقط این مشکل در مورد فعالیت های علمی و فرهنگی است و گرنه در موارد دیگر اگر خانم و آقا دست در دست هم در حیاط راه هم بروند هیچ مشکلی نیست.

این آقای مدیر مسئول که در جلسه اول کنار ما نشسته بود بعد از آن شد بالا دستی ما و تنها از طریق رابط می شد با ایشان صحبت نمود. از سمت رابط خبر رسید که چون مطالبتان زیاد هست دو راه وجود دارد یا با حذف یک سری از مطالب تنها 8 صفحه از آن را چاپ کنیم یا بماند برای مهر ماه کلش را چاپ کنیم. ما هم این صحبت را به عنوان مشورت تلقی کردیم و در جواب گفتیم که چون مطالب از بین می رود بهتر است بگذارند برای مهر ماه...

باز هم ای دریغ!

زیرا که روز گذشته نشریه 6 صفحه ای با افتضاح ترین حالت ممکن چاپ شد. خدا را شکر که آخر ترم است و کسی در دانشگاه نیست که آن را بخرد و گرنه بدجور بی آبرویی می شد.

اما خوب الان مدیر مسئول و دبیر این تشکل بسیار خوشحال هم هست که توانسته یک سابقه به سوابق نشریات باشگاه علمی اش بیافزاید . هرچند بی کیفیت و غیر علمی.  متاسفم که نام من جزو هیئت تحریریه این نشریه ذکر شده است ای کاش می توانستم این لکه ننگ را پاک کنم!!!!!!!

من برای رابط خانم این تشکل هم واقعا متاسفم که هیچ نقشی در این تشکل ندارد و اجازه می دهد اینگونه با او رفتار شود. هیچ وقت یادم نمی رود روز اولی که به دفتر این تشکل رفتم آقایی که سرش پایین بود و حتی به من نگاه هم نمی کرد ما را راهنمایی کرد که برویم پیش خانم فلانی که مسئول خواهران است. برای اینکه تا امروز توانسته است اعتماد آنها را جلب کند و کارش خوب بوده است! می خواستم بگویم مگر شما کی هستید که این خانم اعتماد شما را جلب کرده است؟ اما جلوی خودم را خیلی گرفتم تا چیزی نگویم.

با این تجربه بود که فهمیدم با اینکه ما زیر دستی ها کار خود را به درستی ، با کیفیت و سر موقع تحویل دادیم، عدم مدیریت صحیح مدیر مسئول و عدم حضور سردبیر و نبود ارتباط مستقیم بین خانم ها و آقایان و از همه جالب تر و نامحترمانه تر عدم ترتیب اثردهی بر نظرات افراد گروه  باعث زایل شدن کل زحمات این گروه 6 نفره گردید.

 

 

عماد الدین گفت و

 

متاسفانه خلاقیت ما ایرانی ها در کارهایمان به سمت صفر میل می کنه. قبول نداری؟ می تونی این تست رو روی خودت انجام بدی!

همون تستی که گفتم

عماد الدین گفت و

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است

 1- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند ( عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند )
2- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند ( مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است )
3- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند ( آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که هماره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم )
4- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم هستند ( شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند . چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم . قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم . و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد . )

عماد الدین گفت و

امروز عجب هوای بهاری خوبی در تهران بود.

متاسفانه یکی از بدبختی های زندگی شهری اینه که خودمون را دستی دستی از زیباییهای خدادادی که در طبیعت وجود داره محروم نموده می باشیم

شاید خیلی چیزها که برای مردم ساکن در جاهای خوش آب و هوای بیرون شهرها عادیه واسه ما شهرنشین های بیچاره مثل یک معجزه است. مثل دیدن یک همچین چیزی از پنجره اتاقت در آسمون

در این مواقع است که اهل خانواده را با جیغ و داد صدا می کنی که بیاین یک رنگین کمون واقعی!

از بس که این مخلوق خدا را تو تلویزیون ، کارتون ها و فیلم ها دیدیم باور کردنش سخته که یک چنین عظمتی را توی آسمون شهرت ببینی.

البته عکسش زیاد خوب نشد.

یک تصویر فانتزی از بارون: اگر فرض کنیم که آسمون ما زمین مخلوقات دیگه ی خدا باشه، وقتی یکی از اونا با آب پاش باغچه اش را آب بده اینجا بارون می آد

عماد الدین گفت و

حميد غلامعلي به همراه علي تفرشي غزليات امام‌خميني(ره) را در سمفوني انتظار مي‌خوانند.

اركستر سمفونيك تهران به رهبري نادر مشايخي امشب و فردا شب در تالار وحدت سمفوني انتظار را به مناسبت سالگرد درگذشت رهبر فقيد انقلاب اجرا خواهد كرد كه در اين برنامه اشعاري از امام‌خميني(ره) خوانده مي‌شود.

پيش از اين اعلام شده بود كه علي تفرشي تنها خواننده گروه خواهد بود كه طي برگزاري جلسه‌اي غلامعلي هم به عنوان خواننده انتخاب شد.نادر مشايخي در گفت‌وگو با «تهران امروز» در مورد جزئيات اين برنامه گفت: «در اين برنامه 6 غزل از امام‌خميني(ره) كه توسط محسن ميرمهدي به موسيقي تبديل شده است، اجرا خواهد شد».

او ادامه داد: «3 غزل كه توسط حميد غلامعلي خوانده خواهد شد، با اركستر اجرا مي‌شود و 3 غزل ديگر كه آواز به همراه پيانو است، توسط علي تفرشي خوانده مي‌شود. علاوه بر اينها قطعه مرثيه نيز اجرا مي‌شود. مشايخي در توضيح قطعه مرثيه گفت: «اين بخش از برنامه يك قطعه اركستري است كه بيانگر جمع شدن تعدادي از افراد، تبديل شدن آنها به گروهي بزرگ و اجراي مرثيه است».

مشايخي با تاكيد بر اينكه اجرا و توليد سمفوني انتظار به هيچ عنوان براساس سفارش‌ها صورت نگرفته است، گفت:‌ «من به همراه محسن ميرمهدي براي ساخت و اجراي اين قطعات اقدام كرديم و تلاش داشتيم تا وجوهي ديگر از شخصيت امام(ره) را بيان كنيم.

 بسيار خوشحالم كه اين قطعات را اجرا خواهم كرد. اجرا و توليد اين قطعات براساس علايق شخصي و به دور از سفارشات معمول نكته با اهميتي از نگاه من است ».او اين اقدام اركستر سمفونيك را اولين گام در جهت اتحاد ملي و انسجام اسلامي عنوان كرد.

عماد الدین گفت و

از این پس منتظر نوشته های یک آدم سه نقطه ای باشید :

هذیان های

میرزا قشمشم

Mirza Ghashamsham

به زودی

در

(...]

عماد الدین گفت و

این تست یک آزمون بسیار جالب با یک نتجه گیری اخلاقی است. خودتان امتحان کنید :

آزمون ساده

عماد الدین گفت و

:) 86/03/10 22:14
هرگاه خدا تو را به لبه پرتگاهی هدایت کرد، به او اعتماد کن چون یا تو را در آغوش خواهد گرفت یا پرواز کردن را به تو خواهد آموخت.
عماد الدین گفت و

D: 86/03/09 22:44
معلمه اذيذم اض عينکه به من خاندن و نوشطن عاموخطي مطشکرم. 
عماد الدین گفت و

خیلی خطرناکه حسن

عماد الدین گفت و

خدا،گل پروانه 86/03/05 21:10

ميگن مردي بود كه از خدا يك گل و يك پروانه خواست. ولي خدا بجاش يك كاكتوس و يك كرم به اون داد. مرد خيلي ناراحت شد ولي با خودش گفت: اشكال نداره؛ آدماي زيادي هستن كه خدا بايد به اونها توجه كنه، لابد سرش خيلي شلوغه. وتصميم گرفت كه چيزي از خدا نخواد. مدتي بعد مرد قصه ما تصميم گرفت يه سري به خواسته هاش كه تو اين مدت فراموششون كرده بود بزنه. با تعجب ديد كه روي كاكتوس زشت و پر از تيغ يك گل زيبا روئيده و كرم زشت و بدمنظره نيز به يك پروانه خيلي قشنگ تبديل شده.

برداشت از : وبلاگ درد دل های یک مرد

عماد الدین گفت و

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

ماهی گیر: مدت خیلی کم.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟



ماهی گیر: تا دیر وقت می خوابم. یه کم ماهی گیری میکنم. با بچه ها بازی میکنم بعد میرم
توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی.
اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می کنی. اون وقت یک عالمه قایق برای ماهی گیری داری.

ماهی گیر: خوب بعدش چی؟

تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقیما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی ، بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی... این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکزیکو سیتی
بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی...

ماهی گیر: این کار چقدر طول می کشه؟

تاجر: پانزده تا بیست سال

ماهی گیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی، این کار میلیون ها دلار برای عایدی داره.

ماهی گیر: میلیون ها دلار، خوب بعدش چی؟

تاجر: اون وقت باز نشسته می شی، می ری یه دهکده ساحلی کوچیک، جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی، یه کم ماهی گیری کنی، با بچه هات بازی کنی، بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.

عماد الدین گفت و

برای این هفته دو تست انتخاب کرده ام که تقریبا با یک دیگر مرتبط هستند:

تست اول : چه نمره ای به خودتان می دهید؟

تست دوم: ارزش نهایی شما چیست؟

من کیم؟

عماد الدین گفت و

(...] 86/02/28 10:10
یاد سه نقطه در قلب ها جاری است

یک هفته نامه ای در دانشگاهمون چاپ می شه که من هر هفته می خرم. یک برگ آ ۴ با چند تا ستون مطلب که فقط ستون خبرهای داغش که مربوط به دانشگاه هست به درد می خوره.

دیروز که رسیدم خونه دیدم این هفته نامه دست بابامه و اینجوری شده  تا منو دید گفت : " این دیگه چه نشریه ایه؟؟ برو بهشون بگو یک چیزی مثل سه نقطه درست کنند  "

منم که از جدیت بابام در این مورد تعجب کرده بودم پرسیدم : " سه نقطه خوب بود؟ " سرش را با علامت تایید تکان داد و گفت آره! هفته نامه را هم داد دستم ، واقعا خوشش نیامده بود!!

عجب سه نقطه ای داشتیم و خبر نداشتیم

عماد الدین گفت و

این عکس منه

تا حالا واحد معادلات دیفرانسیل پاس کرده اید؟

امروز امتحان میان ترم این درس را سرشار از اعتماد به نفس با لبی خندان شروع کردم و با لب و لوچه ای آویزان ورقه را تحویل استاد دادم...

ای جوان ها درس بخوانید. ای الهی که بگم چی بشن استادان مکتب خونه دی پی آخ با اون امتحان های آب دوغ خیاری شان.

یادش بخیر کل ترم درس نمی خواندیم و دو هفته مانده به امتحان بعضی از همکلاسی ها لطف می کردند و برایمان کلاس جبرانی و تقویتی می گذاشتند. اینجوری می شد که درس را با نمره نه چندان بدی می پاسیدیم...

دو هفته است که مثل چی ( در 5 سال اخیر بی سابقه بوده) درس خوانده ام اما سر امتحان مثل گُل ماندم توی گلدون !

تازه این درس جزو دروس ساده است ... ریاضی 2 ، مدار الکتریکی، آمار مهندسی و ساختمان گسسته را بچسب. من خیلی ناراحتم که در تمام این مدت مجبورم نکردند که درس بخوانم و مخم تقریبا آک بند مانده! لطفا از سرنوشت من عبرت بگیرید و به ریاضی مشغول شوید تا پاپیون های مغزتان دانه دانه باز شوند !

 

عماد الدین گفت و

چندی پیش تحقیق جالبی درباره چگونگی رفتار کاربران اینترنت انجام شده بود. در این تحقیق طرز نگاه 232 کاربر روی هزاران صفحه وب مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه این تحقیق این بود که اغلب کاربران صفحات وب را را بر اساس الگوی حرف F می‌خوانند:

ابتدا کاربران با حرکت افقی چشم که معمولا مربوط به قسمت بالایی صفحه است ، یک بخش از متن را می‌خوانند و این اولین گام برای تشکیل شکل F فرضی است. سپس کاربر ، با یک حرکت چشمی ، کمی به قسمت پایین‌تر صفحه نگاه می‌کند و بخش دیگری متن را می‌خواند که معمولا محدوده کمتری را نسبت به قبل دربر می‌گیرد و این حرکت بخش دوم شکل F را میسازد و در پایان کاربر از سمت چپ صفحه وب ، به صورت عمودی ، محتوای مطلب را مطالعه می‌کند.

                                                                   


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

 

 

این لینک شما را به تست مورد نظر می برد

عماد الدین گفت و

هنگامی كه می خواهید یك موضوع را در جلسه ای (با هر تعداد شركتكننده) توضیح دهید، و یا گزارشی از فعالیتهای انجام شده در یك پروژه را ارائه كنید و یا حتی در یك جمع دوستانه صحبت كنید مطمئنا كار سختی خواهید داشت تصور كنید چندین جفت چشم كوچكترین حركات شما را زیرنظر دارند و چندین جفت گوش حرف به حرف شما را می شنوند و براساس این دیده ها و شنیده ها درمورد شما و مطالبی كه ارائه می كنید قضاوت می كنند، ازسوی دیگر شما ملزم به اقناع آنها و یا دفاع از عملكردتان و یا حتی اثبات خودتان هستید در هر جایگاهی كه قرار دارید فرقی نمی كند، شما در موقعیت خطیری قرار گرفته اید. پس سعی كنید بهترین باشید، دو اصل بسیار مهم را فراموش نكنید اول تسلط كامل به مطالبی كه می خواهید ارائه دهید و دوم حفظ خونسردی و آرامش. شما با رعایت این دو اصل و توجه به نكاتی كه درپی خواهدآمد علاوه بر یك ارائه خوب، یك جلسه زیبا را برگزار می كنید.
۱) مخاطبان را شناسایی كنید.
اگر شما سطح علمی، فرهنگی و حتی شخصیتی مخاطبان را بدانید، ارتباط بهتری با آنان برقرار می كنید و آنچه را كه آنها دوست دارند یا می خواهند بشنوند ارائه می دهید و این یعنی اثرگذاری بهتر و بیشتر.


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

۱. ثبت یادمان سه نقطه

  

 


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

با توجه به اینکه بعضی دوستان علاقمند به میوه جات و سبزیجات هستند این تست بهشان کمک می کند تا نسبت واقعی خود را با این قسم خوراکی جات بیابند

تست میوه و سبزی

عماد الدین گفت و

روز سه شنبه مورخه 11 اردیبهشت در كلاس گرافيك دانشگاه تهران يك استاد طی بحثی به یک دانشجوی دختر چادری می گوید: مگر خودت مو نداري؟ و سپس به این دانشجو نزديك شده و مقنعه وی را عقب می کشد تا موهایش آشکار شود. در همین حال و  بعد از منتشر شدن خبر اهانت این استاد در بین دانشجویان،دانشجويان مقابل درب اصلی دانشگاه تهران تجمع کردند و علیه استاد اهانت کننده شعار دادند.

 در تجمع این دانشجويان به غیر از دانشجویان دانشگاه تهران نیز بوده اند و اكثرا با مسیج از موضوع مطلع شده‌اند.

عماد الدین گفت و

 

                                                       

روان‌شناسان شناختی، به روش‌های مختلفی دست یافته‌اند که می‌تواند به نحو چشمگیری حافظه شما را تقویت کند. راهبردهایی مانند بسط، مرور ذهنی و وسایل یاد یار می‌توانند به شما در بهتر به خاطر سپردن آنچه مطالعه می‌کنید کمک کنند. به خدمت گرفتن چند تا از این راهبردهای اثبات شده در هنگام مطالعه می‌تواند تفاوت بارزی در عملکرد درسی و نتایج امتحانی شما به وجود آورد.

در این زمینه، دو تا از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانید بکنید، یکی اجتناب از حفظ کردن و با عجله آماده شدن برای امتحان و دیگری یک خواب خوب شبانه است. پژوهش‌ها نشان می دهد که شب تا صبح درس خواندن، روش بسیار غیرموثری برای یادگیری معلومات جدید است و خواب می‌تواند به استحکام حافظه و عملکرد بهتر در امتحان کمک کند.

در حوزه روان‌شناسی شناختی، چند راهبرد مختلف برای تقویت حافظه وجود دارد که اثر بخشی آن‌ها مورد آزمایش قرار گرفته و به اثبات رسیده است. در این مقاله با برخی از این روش‌ها آشنا می‌شویم:

1- توجه خود را بر روی آن چه مطالعه می‌کنید متمرکز سازید
توجه یکی از مؤلفه‌های عمده حافظه است. به منظور آن که اطلاعات از حافظه کوتاه مدّت به حافظه بلند مدّت منتقل گردند، شما باید به طور فعّال به آن‌ها توجه کنید. سعی کنید در محیط‌هایی بدون سر وصدای موجب حواس‌پرتی مثل تلویزیون، موسیقی و ... مطالعه کنید.


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

 

میزان استرس خود را بسنجید

 

 

عماد الدین گفت و

 

 

رسيدن به موفقيت، قدرت و هر چيز خوب ديگري در اين دنيا آرزوي مشترك بيشتر انسانهاست ولي با اين حال هنوز اكثريت انسان ها از وضعيت مالي، فكري و روحي مناسبي برخوردار نيستند. در دنيايي كه ما انسان ها در آن زندگي مي كنيم فرصت هاي زيادي براي رسيدن به موفقيت وجود دارد ولي متأسفانه كمتر كسي مي تواند از اين فرصت ها به نفع خود استفاده كند. متأسفانه انسان ها بيشتر در رؤياي رسيدن به موفقيت زندگي مي كنند تا اين كه بخواهند براي رسيدن به آن تلاشي از خود نشان دهند. حقيقتي كه هر انساني در راه رسيدن به موفقيت بايد همواره به آن توجه كند اين است كه نه كسي شانسي و از روي اتفاق به موفقيت مي رسد و نه كسي به همين صورت موفقيت هاي خود را از دست مي دهد. اين موضوع بيانگر اين مطلب است كه رسيدن به موفقيت خود مراحلي دارد و فقط كساني كه از اين موضوع باخبرند که مي توانند اميدوار به دستيابي به آن باشند.


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

جواد بدیع زاده - شد خزان

قوامی - سرگشته

محمد نوری - در خموشی های ساحل


جا نشد.بقیش اینجاست
عماد الدین گفت و

 
چیا گفتن ؟؟
:: آگهی
:: سالي نو
:: اردو مشخص شد
:: حماسه ای دگر
:: نامه ای به سه نقطه عزیزم
:: برف می آید چر چر؟؟
:: از فیلم های اون ور آب ...
:: ...
:: عید سعید غدیر بر همه سه نقطه ای ها مبارک باد! (خطبه غدیر، حدیث غدیر)
:: دیه گو خان ! جان مادرت کوتاه بیا!
:: Rank
:: عید قربان مبارک
:: بارن که می بارد ...
:: مغايرتهای زمان ما
:: ::: والیبال اسلامی :)
:: خداوند گفت(2)...
:: :: شما هم به پهنه بیکران یاری رسانی بپیوندید :)
:: :: بازی جالب ::: فال روز تولد
:: :: چی بودیم چی شدیم (2) !!
:: حکمت غیبت
:: :: عیدانه!
:: :: چی بودیم چی شدیم!!!
:: :: سر به زیر ترگ ::
:: :: نمایشگاه عکس فرهاد ::
:: ::: 6 ماه گذشت و...
:: ::: عکس سال سه نقطه از نگاه دوربین:::
:: آخرین فراخوان
:: :: پشیمانی سودی ندارد!
:: وقتی اسم قحطی باشه این طوری می شه!
:: قبول شدگان