سلام به سلام به تمام دوستان
به قول شاعر :
اگر بار گران بوديم رفتيم اگر نامهربان بوديم رفتيم
شما هم به بزرگواري خودتون اينجانب رو حلال كنيد و ببخشيد . خلاصه اگه بدي ، بد اخلاقي ، ناراحتي ، چيزي بوده ببخشيد تا انشاء الله با خيال آسوده راهي سفر بشم.
اگه خدا بخواد شنبه دارم مي رم مكه . البته با D از گروه DMH ، يعني ديبا خانم همسفرم و الناز منصور روستا كه حتما مي شناسيدش .
بابت غيبت هاي اخيرم كه قول داده بودم جبران كنم و نتونستم هم معذرت مي خوام . به خدا نشد . هم يه مدت تلفن قطع بود هم اين كه كارا نذاشت . خلاصه حلال كنيد كم اذيتتون نكردم .
دعا گو و آرزومند آرزوهاي تك تك شما هستم و مطمئن باشيد تو اين سفر حتما به يادتون خواهم بود البته اگر لايق دعا كردن باشم ...
به قول اون يكي شاعر :
خداحافط ، همين حالا ...
دعاى آن حضرت است به هنگام پگاه و شامگاه.
حمد و سپاس خداوندى را كه به قوت خود شب و روز را بيافريد و بهقدرت خويش آن دو را از يكديگر فرق نهاد و هر يك را حدى محدود وزمانى معين قرار داد.به تقدير خويش از يكى مىكاهد و بر ديگرىمىافزايد و بر يكى مىافزايد و از ديگرى مىكاهد،تا بندگانش را
توانبه دست آوردن قوت باشد و امكان پرورش.شب را بيافريد تا بندگانشدر آن از رنج و تلاش بياسايند و آن را به مثابه پوششى گردانيد تا در آن بهخواب راحت روند:تنشان بدان آسوده شود و نيرو گيرد و خود به لذت وكاميابى رسند.روز را بيافريد تا در روشنايى آن به طلب فضل و نعمت
.
جا نشد.بقیش اینجاست
نیایش یکم ** نیایش دوم ** نیایش سوم ** نیایش چهارم

نيايش پنجم
دعاى آن حضرت است در حق خود و دوستانش.
اى خداوندى كه عجايب عظمت تو پايان نپذيرد،درود بفرست برمحمد و خاندانش و ما را از سرگرايى در برابر عظمت خود بازدار.
اى خداوندى كه زمان فرمانرواييت را نهايتى نيست،درود بفرستبر محمد و خاندانش و ما را از مكافات عقوبت خويش رهايى بخش.
اى خداوندى كه خزاين رحمتت فنا نشود،درود بفرست بر محمد وخاندانش و ما را از رحمت خويش نصيبى ده.
اى خداوندى كه ديدگان از ديدارت فرومانند،درود بفرست برمحمد و خاندانش و ما را به مقام قرب خود نزديك ساز.
جا نشد.بقیش اینجاست
حضرت فاطمه زهرا (س) از نگاه معصومین
«دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند
عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه
مىدارد»
اشاره:
فقط از منظر معصومين
عليهم السلام كه همتاى ايشانند، قابل
بيان است.
كلمات و سخنان اين بزرگواران
حكايت از كرامت و عظمت والاى اين بانوى
عالمه دارد:
- 1فاطمه
عليها السلام از نگاه
امام اميرالمؤمنين عليه السلام
در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه عليها السلام وصاياى خويش
را به همسرشان مىنمودند كه «اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو وخائن نيافتى و
هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.» على عليه السلام كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى
بخش خود است، مىفرمايد: «پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامىتر و نيكوتر
از آنى كه من به جهت مخالفت كردنتبا خود، تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس
فراقتبرمن گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت
رسول خدا صلى الله عليه و آله را برمن تازه كردى. انالله و انااليه راجعون از اين
مصيبتبزرگ و دردناك و تاثرآور و حزنانگيز!» (1)
دقت دركلام على عليه السلام
در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه عليها السلام مىرساند. در نگاه
امام على عليه السلام فاطمه در چنان مرتبه والايى از زهد و خداترسى و عمل به احكام
الهى قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت على عليه السلام در
پاسخ به ادعاهاى بىاساس معاويه مبنى بر فضايل امويان در نامهاى مىنويسد: «... دو
سيد جوانان اهل بهشت از ماست و «صبية النار» از شماست، كودكانى كه نصيب آنان آتش
گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و «حمالةالحطب» آنكه هيزم كشد براى دوزخيان از
شماست. اين فضليتها از ماست و آن فضيلتها از شماست...» (2)
در شعرى كه به ايشان منسوب
است، مىفرمايد: «من به فاطمه و فرزندانش مباهات مىكنم! آن گاه
به رسول خدا صلى الله عليه و آله افتخار مىكنم در آن هنگام كه فاطمه را به
همسرى من درآورد.» (3) شخصيت والايى چون حضرت على عليه السلام به همسرى بانوى جهان
افتخار مىكند و همسرى با او را ملاك برترى خود و شايستگىاش بر رهبرى اسلام
مىداند.
-
2 فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن مجتبى
عليه السلام
امام حسن عليه السلام در موارد بسيارى از مادرشان سخن
گفتهاند. من جمله: «شبى ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا
طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براى يكايك مردان و زنان دعا مىكرد و
آنان را نام مىبرد ولى براى خود چيزى نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه
براى ديگران دعا مىكنى، براى خود دعا نمىكنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از
آن خانه.» (4)
- 3 فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسين عليه
السلام
در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن امام حسين عليه
السلام را احاطه كرد ...
جا نشد.بقیش اینجاست
نيايش چهارم
دعاى آن حضرت است در درود بر پيروان پيامبران و تصديق كنندگان ايشان .
جا نشد.بقیش اینجاست
نيايش سوم
از دعاهاى آن حضرت است در درود بر حاملان عرش و هر ملك مقرب ديگر .
بار خدايا،درود بفرست بر حاملان عرش خود،فرشتگانى كهدر تسبيح تو سستى نپذيرند و از تقديس تو ملال نگيرند و از پرستش تودر نمانند و فرمانبردارى تو را آن گونه به جد در ايستند كه چشم بر همزدنى كوتاهى نورزند و از عشق و شيفتگى تو ذرهاى غفلت نكنند.
بار خدايا،درود بفرست بر اسرافيل،آن فرشته صاحب صور كهچشم گشوده منتظر فرمان توست،تا در صور خود بدمد و خفتگان گور رابرانگيزاند.
جا نشد.بقیش اینجاست
نيايش دوم
دعاى آن حضرت است پس از حمد و سپاس خداوندى .
بر محمد رسول الله (ص) درود مىفرستد .
حمد و سپاس خداوندى را كه بر ما منت نهاد و پيامبر خود محمدصلى الله عليه و آله را به رسالت بر ما فرستاد.اين نعمت ويژه ما بود وامتهاى گذشته كه در قرنهاى پيشين مىزيستند بىبهره از آن بودند.
اين همه برآمده از قدرت اوست كه ناتوان نبود در هر كار هر چند سترگبود و فرو نگذارد هيچ كارى را هر چند خرد بود.
جا نشد.بقیش اینجاست
v بار دیگرنمایشگاهی که دوست می داشتیم

تعطیلات بهار که تموم می شه ، کم کم به فکر کتاب هایی می افتیم که دوست داریم از نمایشگاه کتاب تهیه کنیم . از این ور و اون ور پول جمع می کنیم و رو عیدی های خرج نشده می ذاریم که تا اردیبهشت و شروع نمایشگاه با کمبود نقدینگی اونم در برابر این همه کتاب مواجه نشیم . هرچند همیشه یکی دوتا کتاب می مونه که داغش آدمو بیچاره می کنه و هزاران کتاب دیگه که نمی دونی بخری ؟ ، نخری ؟ ، خوبه ؟ ، بده ؟ یا چی ؟ ![]()
از اونجایی که می دونم تمام سه نقطه ای های عزیز ازالان تو رویای نمایشگاه رفتن و کتاب خریدن و این جور مسائل فرهنگی هستند و کلاً ناف سه نقطه رو با فرهنگ و یار مهربان و گردش و برنامه ریزی دقیق بریدن
، یک نمایشگاه گردی کاملا علمی ، فرهنگی ، هنری ، تفریحی دسته جمعی رو بهتون پیشنهاد می کنم.
از این رو از الان به مدت 12 روز( یعنی روز شروع نمایشگاه ) وقت دارید مواضع خودتونو درباره انرژی صلح آمیز هسته ای ( اِ نه اشتباه شد ) کتاب خوانی و تعلیق غنی سازی کنکور و کار و همه چی ، تو یکی از روزهای نمایشگاه ، اعلام کنید تا یه برنامه ریزی درست انجام بگیره و گروهی پاشیم بریم نمایشگاه .
در ضمن پیشنهاد می کنم تا اونجا که می شه دنبال لیست کتاب هایی که دوست دارید بخرید هم باشید . خدا خیرتون بده اگه از کتاب های جدید به دردبخور امسال آماری دستتون اومد ما رو هم بهره مند کنید. ![]()
بعد از پایان یافتن نمایشگاه خیلی خوب می شه اگه بتونیم کتاب هایی که گرفتیم و خوندیم رو به هم دیگه امانت بدیم تا هم فرهنگ کتابخونیمون بالاتر بره هم اینکه بتونیم تو بازه های زمانی مشخص کنارهم جمع بشیم و دیداری تازه کنیم و حریصانه به کتاب های هم چشم بدوزیم ( از حیث فرهنگ) و راجع بهشون صحبت کنیم . ![]()
نظرتونو راجع به این گردهمایی ها هم بگید بی زحمت .
در آخر : بی کتاب و فرهنگ و یار مهربان از دنیا نری صلوات.
نيايش يكم
چون به دعا آغاز مىكرد نخست خداى عز و جل را با چنين عبارتهاى حمد و ثنا مىگفت .
حمد و سپاس خداى را،آن نخستين بى پيشين را و آن آخرين بى پسين را،خداوندى را كه ديده بينايان از ديدارش قاصر آيد و انديشه واصفان از نعت او فروماند.آفريدگان را به قدرت خود ابداع كرد و به مقتضاى مشيت خويش جامه هستى پوشيد و به همان راه كه ارادت او بود روان داشت و رهسپار طريق محبت خويش گردانيد.
جا نشد.بقیش اینجاست
سلام به همه سه نقطه ای ها .
پیرو قولی که بهتون داده بودم مبنی بر اینکه نیایش های امام سجاد رو روی وبلاگ بذارم ، در نظر دارم تمامی نیایش های کتاب صحیفه سجادیه رو به طور کامل ، به ترتیب شماره و با نظم زمانی روی وبلاگ بذارم تا هر کسی دوست داشت استفاده کنه و در آخر آرشیو ارزشمندی بشه . ![]()
![]()
لطفا نظرتون رو راجع به انجام این کار و بازه زمانی هر پست از این مجموعه اعلام کنید . درخواست اضافه کردن یه لینک به آرشیو موضوعی رو هم برای این مطالب دارم . با تشکر
هشتصدمین سالگرد ولادت جلال الدین محمد بلخی ( مولانا ) گرامی باد .
آمد بهار خرم و رحمت نثار شد سوسن چو ذوالفقار علی آبدار شد
گلنار پر گره شد و جوبار پر زره صحرا پر از بنفشه و که لاله زار شد
شاه بهار بست کمر را به معذرت هر شاخ و هر درخت ازو تاجدار شد
مه چون هلال بود سفر کرد آن طرف بدری منور آمد و شمع دیار شد
پ. ن : شعر کامل نیست
قسمت هايي از چند نيايش ديگر از کتاب " صحيفه سجاديه "
نيايش اول :
حمد و سپاس خداوندي را که خود را به ما شناسانيد و شيوه سپاسگذاري اش را به ما الهام کرد و ابواب علم ربوبيت خويش را به روي ما بگشاد و ما را به اخلاص در توحيد اوراه نمود و از الحاد و ترديد در امر وي به دور داشت .
حمد و سپاس خداوندي را که ما را به توبه راه نمود و اگر پرتو فضل او نبود ، هرگز بدان راه نمي يافتيم .
حمد و سپاسي آنچنان که ما را با فرشتگان مقرب او همنشين سازد و در آن سراي جاويد که جايگاه کرامت هميشگي اوست با پيامبران مرسل همدوش گرداند .
نيايش سيزدهم :
بارخدايا ، اي آنکه درگاه تو آخرين مقصد حاجات است و تنها در نزد توست که به خواست ها توان رسيد .
اي خداوند من ف با رغبتي تمام آهنگ تو کردم و با اعتماد به تو روي اميد به درگاهت آوردم و دريافتم که هر چه فراوان تر از تو خواهم باز هم در برابر توانگريت ناچيز است و بخشش را هر چه فزون تر خواهم در برابر گشادگي باب عطايت باز هم حقير است و کرم تو از سوال هيچ سائلي به تنگنا نمي افتد و دست عطاي تو فراتر از هر دست ديگر است .
بار خدايا ، بر محمد و خاندانش درود بفرست و با من از کرم و عدل خود آن کن که فضل تو را در خور است نه استحقاق مرا . من نخستين کسي نيستم که سزاوار منع و طرد بود و اکنون به تو رغبت يافت و تو به عطاي خود او را نواختي .
![]()
جا نشد.بقیش اینجاست
ديروز که روز دفاعيم بود ( جاي سه نقطه اي هايي که نبودن خيلي خالي بود ) يه هديه گرانبها بهم داده شد . وقتي باز کردم فقط خيلي خوشحال شدم ولي وقتي امروز ازش استفاده کردم احساس لذت و شوق عجيبي داشتم . براي همين تصميم گرفتم اين لذت و شادي و زيبايي رو در حد توانم با تمامتون قسمت کنم . اينقدر با شکوهه که دوست دارم همه ازش استفاده کنن . تا حالا فقط اسمش رو شنيده بودم ولي فکر نمي کردم ايني باشه که الان دارم براي همين سراغش نرفته بودم . شما هم حتما اسمش رو شنيديد ولي نمي دونم استفاده کرديد يا نه .
کتاب " صحيفه سجاديه " رو مي گم . خط به خطش پر از عشق و عرفان و زيباييه . من امروز نيايش سي و يکم اين کتاب رو خوندم . 6 صفحه بود . وقتي مي خواستم يه قسمتش رو براي شما انتخاب کنم گيج شده بودم چون تمامش زيبا بود براي همين تيکه تيکه انتخاب کردم . سعي مي کنم تا جايي که بشه هر نيايشي رو که خوندم قسمتيش رو براتون بنويسم تا جايي که هر کس خوشش اومد تهيه کنه و نياز به اين کار نباشه .
اي خداوند ، اين منم که به سوي تو آمده ام . مطيع فرمان توام آنجا که فرمان داده اي که بندگانت دست به دعا بردارند . اينک خواهم به آن وعده اجابت که داده اي وفا کني ، که تو خود گفته اي : بخوانيد مرا تا شما را اجابت کنم . (1)
بار خدايا ، قصد مرا در اطاعت خويش پايداري بخش و بصيرتم را در پرستشت قوي گردان و مرا توفيق کارهايي ده که با آن از آلودگي گناه شست و شويم دهي و چون بميراني بر آيين خود و آيين پيامبرت محمد _ عليه السلام _ بميران .
اي خداوند ، تو بهتر مي داني که من چه کرده ام ، پس آن گناهان را که خود بدانها آگاهي بيامرز و به قدرت خود مرا بدان سو ببر که خود دوست داري .
بار خدايا به تنهايي من در برابر خود و تپيدن هاي دلم از خوف خود و لرزش اعضايم از هيبت خود رحمت آور ، که گناهانم ، اي پروردگار من ، مرا در پيشگاه تو در مقام رسوايي بر پاي داشته.
بار خدايا ، کس نيست که مرا پناه دهد ، سايه عز توست که بايست مرا پناه دهد . کس نيست که به درگاه تو شفيع من شود ، فضل و کرم توست که بايست مرا شفاعت کند . گناهانم مرا مي ترساند ، عفو توست که بايد مرا ايمني بخشد .
(1) ادعوني استجب لکم سوره 40 / آيه 60
عشق سرخ است و آتش سرخ . هر دو گرم و زیبا و از موهبات پروردگارمان . از آتش سرخی می گیریم و با عشق بر گرمایش می افزاییم . بر بلندایش گام بر می داریم و چشم در شعله هایش می دوزیم و شادی می کنیم .
سپاس پروردگارمان را به سبب این موهبت .
چهارشنبه سوری بر تمام سه نقطه ای ها مبارک .
این فایل رو به سه نقطه ای ها تقدیم می کنم . ![]()
http://www.esnips.com/doc/8fc2c91c-0d09-4dc3-9ffa-20d104160444/CHARSHANBE_SOORI
در حالی که نسیم خنکی از زیر پنجره ، پاهام رو به سرمایی دلپذیر دعوت می کنه و صدای جوی آب از بیرون کمی سنگینی سکوت شب رو می شکنه ، نشستم و به روزگار فکر می کنم .
به اینکه تقدیر ... به اینکه سرنوشت ... و به اینکه ...
به تمام این سه نقطه ها فکر می کنم . سه نقطه هایی که چقدر تو زندگیم زیاد شدن.به جمله های ناتموم و ختم شده به ... به همین سه نقطه . جمله هایی که باید زده می شد و ... یا جمله هایی که باید ... .
به حالا فکر می کنم . به ذهن شلوغ و پر مشغلم . انگار تمام کلمه ها می خوان جای خودشونو بدن به سه نقطه های پی در پی تا شاید بشه صد باره و صد باره جای خالیشونو پر کرد. ولی نه صبر کن . یه چیزی اون ته تها اون کنج ذهنم ساکت و آروم خوابیده.بذار دقت کنم ... . آره انگار یه واژست . زیادم غریبه نیست . گه گاهی از خواب بیدار می شه و وقتی می بینه خریداری نداره دوباره تو خودش می ره.آره این همون ... . وای چقدر دیر شده همه منتظرند همه واژه ها و کلمه ها رو می گم . همه می خوان یه جوری خودشونو به سه نقطه بچسبونن تا هر وقت خواستن بتونن یه معنی تازه بدن. آخه می دونید سه نقطه تنها واژه اییه که تو ذهنم ... .
به آینده فکر می کنم اما فقط یک چیز می بینم اونم اینه ==> ...
صدای جوی آب کمتر شده . بارون هم دیگه نمی باره . راستی فراموش کردم اول بگم وقتی نشستم تا بنویسم بارون نم نم می بارید . قطره ها منو کشوندن به نزدیکترین محل به خودشون . بی خوابی اونم تو این شب سرد معلوم نیست تقصیر کدوم قطره ست . بذارید پردرو کنار بزنم تا ببینم چه خبره ...
آخی حتی بارون هم فهمیده که باید سه تا از قطره هاش رو ، رو پنجره اتاق جا بذاره تا ردشون زیبا ترین واژه دنیا رو بسازه . واژه ای که می تونی به هزار واژه ی زیبا و هزاران مفهوم بی نظیر تبدیلش کنی بدون اینکه از زیبایی خودش کم بشه . بارون این طوری رو پنجره امضا کرده بود : ...
با یه ذهن پر از ... و خاطره ای بارونی با سه قطره ، می خوام دفتر امشب رو ببندم . آهای اهالی سه نقطه صدام رو می شنوید ؟ ببینم امشب تو رویاهاتون سه تا قطره بارون رو سقف خوابتون نچکید؟


