تبليغاتX
سه نقطه

خداحافظ ... 86/04/28 17:16
 

سلام به سلام به تمام دوستان

 

به قول شاعر :

  

                       اگر بار گران بوديم رفتيم                          اگر نامهربان بوديم رفتيم

 

شما هم به بزرگواري خودتون اينجانب رو حلال كنيد و ببخشيد . خلاصه اگه بدي ، بد اخلاقي ، ناراحتي ، چيزي بوده ببخشيد تا انشاء الله با خيال آسوده راهي سفر بشم.

اگه خدا بخواد شنبه دارم مي رم مكه . البته با D از گروه DMH ، يعني ديبا خانم همسفرم و الناز منصور روستا كه حتما مي شناسيدش .

بابت غيبت هاي اخيرم كه قول داده بودم جبران كنم و نتونستم هم معذرت مي خوام . به خدا نشد . هم يه مدت تلفن قطع بود هم اين كه كارا نذاشت . خلاصه حلال كنيد كم اذيتتون نكردم .

دعا گو و آرزومند آرزوهاي تك تك شما هستم و مطمئن باشيد تو اين سفر حتما به يادتون خواهم بود البته اگر لايق دعا كردن باشم ...

به قول اون يكي شاعر :

 

                                                خداحافط ، همين حالا ...

عطیه گفت و

نيايش ششم    

   دعاى آن حضرت است به هنگام پگاه و شامگاه.

                                                            

حمد و سپاس خداوندى را كه به قوت خود شب و روز را بيافريد و به‏قدرت خويش آن دو را از يكديگر فرق نهاد و هر يك را حدى محدود وزمانى معين قرار داد.به تقدير خويش از يكى مى‏كاهد و بر ديگرى‏مى‏افزايد و بر يكى مى‏افزايد و از ديگرى مى‏كاهد،تا بندگانش را

 

توان‏به دست آوردن قوت باشد و امكان پرورش.شب را بيافريد تا بندگانش‏در آن از رنج و تلاش بياسايند و آن را به مثابه پوششى گردانيد تا در آن به‏خواب راحت روند:تنشان بدان آسوده شود و نيرو گيرد و خود به لذت وكاميابى رسند.روز را بيافريد تا در روشنايى آن به طلب فضل و نعمت.

 

 


جا نشد.بقیش اینجاست
عطیه گفت و

 

    نیایش یکم    **     نیایش دوم     **     نیایش سوم     **    نیایش چهارم

                 

    نيايش پنجم

دعاى آن حضرت است در حق خود و دوستانش.

اى خداوندى كه عجايب عظمت تو پايان نپذيرد،درود بفرست برمحمد و خاندانش و ما را از سرگرايى در برابر عظمت خود بازدار.

اى خداوندى كه زمان فرمانرواييت را نهايتى نيست،درود بفرست‏بر محمد و خاندانش و ما را از مكافات عقوبت خويش رهايى بخش.

اى خداوندى كه خزاين رحمتت فنا نشود،درود بفرست بر محمد وخاندانش و ما را از رحمت خويش نصيبى ده.

اى خداوندى كه ديدگان از ديدارت فرومانند،درود بفرست برمحمد و خاندانش و ما را به مقام قرب خود نزديك ساز.


جا نشد.بقیش اینجاست
عطیه گفت و

حضرت فاطمه زهرا (س) از نگاه معصومین

«دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى‏دارد»ام ابیها

اشاره:

فقط از منظر معصومين عليهم السلام كه همتاى ايشانند، قابل بيان است.
كلمات و سخنان اين بزرگواران حكايت از كرامت و عظمت والاى اين بانوى عالمه دارد

 

 



 -  1فاطمه عليها السلام از نگاه امام اميرالمؤمنين عليه السلام

در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه عليها السلام وصاياى خويش را به همسرشان مى‏نمودند كه «اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو وخائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.» على عليه السلام كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى بخش خود است، مى‏فرمايد: «پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامى‏تر و نيكوتر از آنى كه من به جهت مخالفت كردنت‏با خود، تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس فراقت‏برمن گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا صلى الله عليه و آله را برمن تازه كردى. انالله و انااليه راجعون از اين مصيبت‏بزرگ و دردناك و تاثرآور و حزن‏انگيز!» (1)
دقت دركلام على عليه السلام در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه عليها السلام مى‏رساند. در نگاه امام على عليه السلام فاطمه در چنان مرتبه والايى از زهد و خداترسى و عمل به احكام الهى قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت على عليه السلام در پاسخ به ادعاهاى بى‏اساس معاويه مبنى بر فضايل امويان در نامه‏اى مى‏نويسد: «... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و «صبية النار» از شماست، كودكانى كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و «حمالة‏الحطب‏» آنكه هيزم كشد براى دوزخيان از شماست. اين فضليت‏ها از ماست و آن فضيلت‏ها از شماست...» (2)
در شعرى كه به ايشان منسوب است، مى‏فرمايد: «من به فاطمه و فرزندانش مباهات مى‏كنم! آن گاه به رسول خدا صلى الله عليه و آله افتخار مى‏كنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسرى من درآورد.» (3) شخصيت والايى چون حضرت على عليه السلام به همسرى بانوى جهان افتخار مى‏كند و همسرى با او را ملاك برترى خود و شايستگى‏اش بر رهبرى اسلام مى‏داند.

 -  2
فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن مجتبى عليه السلام

امام حسن عليه السلام در موارد بسيارى از مادرشان سخن گفته‏اند. من جمله: «شبى ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براى يكايك مردان و زنان دعا مى‏كرد و آنان را نام مى‏برد ولى براى خود چيزى نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مى‏كنى، براى خود دعا نمى‏كنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه.» (4)

 -  3
فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسين عليه السلام

در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن امام حسين عليه السلام را احاطه كرد ...


جا نشد.بقیش اینجاست
عطیه گفت و

نيايش چهارم

دعاى آن حضرت است در درود بر پيروان پيامبران و تصديق كنندگان ايشان .

بارخدايا،به آمرزش و خشنودى خود،آن گروه از مردم روى زمين‏را ياد كن كه پيروان پيامبران بودند و ناديده به پيامبريشان گواهى دادند،به هنگامى كه معاندان به دروغشان نسبت مى‏دادند .آنان در هر زمان‏از عهد آدم تا محمد صلى الله عليه و آلهـكه پيامبرانى مبعوث داشتى وراهنمايانى برانگيختى كه پيشوايان هدايت بودند و سرداران اهل‏تقوىـبر آنان به تمامى سلام و درود بادـبه پرتو حقايق ايمان شوق‏يارى رسولان داشتند.
جا نشد.بقیش اینجاست
عطیه گفت و

نيايش سوم

از دعاهاى آن حضرت است در درود بر حاملان عرش و هر ملك مقرب ديگر .

بار خدايا،درود بفرست بر حاملان عرش خود،فرشتگانى كه‏در تسبيح تو سستى نپذيرند و از تقديس تو ملال نگيرند و از پرستش تودر نمانند و فرمانبردارى تو را آن گونه به جد در ايستند كه چشم بر هم‏زدنى كوتاهى نورزند و از عشق و شيفتگى تو ذره‏اى غفلت نكنند.

بار خدايا،درود بفرست بر اسرافيل،آن فرشته صاحب صور كه‏چشم گشوده منتظر فرمان توست،تا در صور خود بدمد و خفتگان گور رابرانگيزاند.


جا نشد.بقیش اینجاست
عطیه گفت و

نيايش دوم

دعاى آن حضرت است پس از حمد و سپاس خداوندى .

 بر محمد رسول الله (ص) درود مى‏فرستد .

حمد و سپاس خداوندى را كه بر ما منت نهاد و پيامبر خود محمدصلى الله عليه و آله را به رسالت بر ما فرستاد.اين نعمت ويژه ما بود وامتهاى گذشته كه در قرنهاى پيشين مى‏زيستند بى‏بهره از آن بودند.

اين همه برآمده از قدرت اوست كه ناتوان نبود در هر كار هر چند سترگ‏بود و فرو نگذارد هيچ كارى را هر چند خرد بود.


جا نشد.بقیش اینجاست
عطیه گفت و

v   بار دیگرنمایشگاهی که دوست می داشتیم

 

نمایشگاه کتاب

 

تعطیلات بهار که تموم می شه ، کم کم به فکر کتاب هایی می افتیم که دوست داریم از نمایشگاه کتاب تهیه کنیم . از این ور و اون ور پول جمع می کنیم و رو عیدی های خرج نشده می ذاریم که تا اردیبهشت و شروع نمایشگاه با کمبود نقدینگی اونم در برابر این همه کتاب مواجه نشیم . هرچند همیشه یکی دوتا کتاب می مونه که داغش آدمو بیچاره می کنه و هزاران کتاب دیگه که نمی دونی بخری ؟ ، نخری ؟ ، خوبه ؟ ، بده ؟ یا چی ؟ 

 

از اونجایی که می دونم تمام سه نقطه ای های عزیز ازالان تو رویای نمایشگاه رفتن و کتاب خریدن و این جور مسائل فرهنگی هستند و کلاً  ناف سه نقطه رو با فرهنگ و یار مهربان و گردش و برنامه ریزی دقیق بریدن ، یک نمایشگاه گردی کاملا علمی ، فرهنگی ، هنری  ، تفریحی دسته جمعی رو بهتون پیشنهاد می کنم.

 

 از این رو از الان به مدت 12 روز( یعنی روز شروع نمایشگاه ) وقت دارید مواضع خودتونو درباره انرژی صلح آمیز هسته ای (  اِ نه اشتباه شد ) کتاب خوانی و تعلیق غنی سازی کنکور و کار و همه چی ، تو یکی از روزهای نمایشگاه ، اعلام کنید تا یه برنامه ریزی درست انجام بگیره و گروهی پاشیم بریم نمایشگاه .

 

 در ضمن پیشنهاد می کنم تا اونجا که می شه دنبال لیست کتاب هایی که دوست دارید بخرید هم باشید . خدا خیرتون بده اگه از کتاب های جدید به دردبخور امسال آماری دستتون اومد ما رو هم بهره مند کنید.

 

بعد از پایان یافتن نمایشگاه خیلی خوب می شه اگه بتونیم کتاب هایی که گرفتیم و خوندیم رو به هم دیگه امانت بدیم تا هم فرهنگ کتابخونیمون بالاتر بره هم اینکه بتونیم تو بازه های زمانی مشخص کنارهم  جمع بشیم و دیداری تازه کنیم و حریصانه به کتاب های هم چشم بدوزیم ( از حیث فرهنگ) و راجع بهشون صحبت کنیم .

 نظرتونو راجع به این گردهمایی ها هم بگید بی زحمت .

 

در آخر : بی کتاب و فرهنگ و یار مهربان از دنیا نری صلوات.

 

 

عطیه گفت و

نيايش يكم

چون به دعا آغاز مى‏كرد نخست خداى عز و جل را با چنين عبارتهاى حمد و ثنا مى‏گفت .

حمد و سپاس خداى را،آن نخستين بى پيشين را و آن آخرين‏ بى پسين را،خداوندى را كه ديده بينايان از ديدارش قاصر آيد و انديشه‏ واصفان از نعت او فروماند.آفريدگان را به قدرت خود ابداع كرد و به‏ مقتضاى مشيت خويش جامه هستى پوشيد و به همان راه كه ارادت او بود روان داشت و رهسپار طريق محبت خويش گردانيد.


جا نشد.بقیش اینجاست
عطیه گفت و

سلام به همه سه نقطه ای ها .

 پیرو قولی که بهتون داده بودم مبنی بر اینکه نیایش های امام سجاد رو روی وبلاگ بذارم ، در نظر دارم تمامی نیایش های کتاب صحیفه سجادیه رو به طور کامل ،  به ترتیب شماره و با نظم زمانی  روی وبلاگ بذارم تا هر کسی دوست داشت استفاده کنه و در آخر آرشیو ارزشمندی بشه .

 

لطفا نظرتون رو راجع به انجام این کار و بازه زمانی هر پست از این مجموعه اعلام کنید . درخواست اضافه کردن یه لینک به آرشیو موضوعی رو هم برای این مطالب دارم . با تشکر

 

عطیه گفت و

86/01/05 20:36

هشتصدمین  سالگرد  ولادت   جلال الدین محمد بلخی  ( مولانا )  گرامی باد  . 

 

 

آمد بهار خرم و رحمت نثار شد                   سوسن چو ذوالفقار علی آبدار شد

 

گلنار پر گره شد و جوبار پر زره                صحرا پر از بنفشه و که لاله زار شد

 

شاه بهار بست کمر را به معذرت                هر شاخ و هر درخت ازو تاجدار شد

 

مه چون هلال بود سفر کرد آن طرف           بدری منور آمد و شمع دیار شد

 

 

پ. ن  :  شعر کامل نیست

عطیه گفت و

85/12/27 11:0

 

قسمت هايي از چند نيايش ديگر از کتاب " صحيفه سجاديه "

 

نيايش اول :

حمد و سپاس خداوندي را که خود را به ما شناسانيد و شيوه سپاسگذاري اش را به ما الهام کرد و ابواب علم ربوبيت خويش را به روي ما بگشاد و ما را به اخلاص در توحيد اوراه نمود و از الحاد و ترديد در امر وي به دور داشت .

حمد و سپاس خداوندي را که ما را به توبه راه نمود و اگر پرتو فضل او نبود ، هرگز بدان راه نمي يافتيم .

حمد و سپاسي آنچنان که ما را با فرشتگان مقرب او همنشين سازد و در آن سراي جاويد که جايگاه کرامت هميشگي اوست با پيامبران مرسل همدوش گرداند .

 

نيايش سيزدهم :

بارخدايا ، اي آنکه درگاه تو آخرين مقصد حاجات است و تنها در نزد توست که به خواست ها توان رسيد .

اي خداوند من ف با رغبتي تمام آهنگ تو کردم و با اعتماد به تو روي اميد به درگاهت آوردم و دريافتم که هر چه فراوان تر از تو خواهم باز هم در برابر توانگريت ناچيز است و بخشش را هر چه فزون تر خواهم در برابر گشادگي باب عطايت باز هم حقير است و کرم تو از سوال هيچ سائلي به تنگنا نمي افتد و دست عطاي تو فراتر از هر دست ديگر است .

بار خدايا ، بر محمد و خاندانش درود بفرست و با من از کرم و عدل خود آن کن که فضل تو را در خور است نه استحقاق مرا . من نخستين کسي نيستم که سزاوار منع و طرد بود و اکنون به تو رغبت يافت و تو به عطاي خود او را نواختي .

 

 

 


جا نشد.بقیش اینجاست
عطیه گفت و

هدیه 85/12/22 22:43

ديروز که روز دفاعيم بود ( جاي سه نقطه اي هايي که نبودن خيلي خالي بود ) يه هديه گرانبها بهم داده شد . وقتي باز کردم فقط خيلي خوشحال شدم ولي وقتي امروز ازش استفاده کردم احساس لذت و شوق عجيبي داشتم . براي همين تصميم گرفتم اين لذت و شادي و زيبايي رو در حد توانم با تمامتون قسمت کنم . اينقدر با شکوهه که دوست دارم همه ازش استفاده کنن . تا حالا فقط اسمش رو شنيده بودم ولي فکر نمي کردم ايني باشه که الان  دارم براي همين سراغش نرفته بودم . شما هم حتما اسمش رو شنيديد ولي نمي دونم استفاده کرديد يا نه .

کتاب " صحيفه سجاديه " رو مي گم . خط به خطش پر از عشق و عرفان و زيباييه . من امروز نيايش سي و يکم اين کتاب رو خوندم . 6 صفحه بود . وقتي مي خواستم يه قسمتش رو براي شما انتخاب کنم گيج شده بودم چون تمامش زيبا بود براي همين تيکه تيکه انتخاب کردم . سعي مي کنم تا جايي که بشه هر نيايشي رو که خوندم قسمتيش رو براتون بنويسم تا جايي که هر کس خوشش اومد تهيه کنه و نياز به اين کار نباشه .

 

 

اي خداوند ، اين منم که به سوي تو آمده ام . مطيع فرمان توام آنجا که فرمان داده اي که بندگانت دست به دعا بردارند . اينک خواهم به آن وعده اجابت که داده اي وفا کني ، که تو خود گفته اي : بخوانيد مرا تا شما را اجابت کنم . (1)

بار خدايا ، قصد مرا در اطاعت خويش پايداري بخش و بصيرتم را در پرستشت قوي گردان و مرا توفيق کارهايي ده که با آن از آلودگي گناه شست و شويم دهي و چون بميراني بر آيين خود و آيين پيامبرت محمد _ عليه السلام _ بميران .

اي خداوند ، تو بهتر مي داني که من چه کرده ام ، پس آن گناهان را که خود بدانها آگاهي بيامرز و به قدرت خود مرا بدان سو ببر که خود دوست داري .

بار خدايا به تنهايي من در برابر خود و تپيدن هاي دلم از خوف خود و لرزش اعضايم از هيبت خود رحمت آور ، که گناهانم ، اي پروردگار من ، مرا در پيشگاه تو در مقام رسوايي بر پاي داشته.

بار خدايا ، کس نيست که مرا پناه دهد ، سايه عز توست که بايست مرا پناه دهد . کس نيست که به درگاه تو شفيع من شود ، فضل و کرم توست که بايست مرا شفاعت کند . گناهانم مرا مي ترساند ، عفو توست که بايد مرا ايمني بخشد .

 

(1)  ادعوني استجب لکم    سوره 40 / آيه 60

عطیه گفت و

عشق سرخ است و آتش سرخ . هر دو گرم و زیبا و از موهبات پروردگارمان . از آتش سرخی می گیریم و با عشق بر گرمایش می افزاییم . بر بلندایش گام بر می داریم و چشم در شعله هایش می دوزیم و شادی می کنیم .

سپاس پروردگارمان را به سبب این موهبت .

چهارشنبه سوری بر تمام سه نقطه ای ها مبارک .

 

این فایل رو به سه نقطه ای ها تقدیم می کنم .

 

http://www.esnips.com/doc/8fc2c91c-0d09-4dc3-9ffa-20d104160444/CHARSHANBE_SOORI

عطیه گفت و

... 85/12/08 1:39
ساعت ۱:۰۵ بامداد روز سه شنبه ۸/۱۲/۱۳۸۵ .

 در حالی که نسیم خنکی از زیر پنجره ، پاهام رو به سرمایی دلپذیر دعوت می کنه و صدای جوی آب از بیرون کمی سنگینی سکوت شب رو می شکنه ، نشستم و به روزگار فکر می کنم .

به اینکه تقدیر ...  به اینکه سرنوشت ... و به اینکه ...

به تمام این سه نقطه ها فکر می کنم .  سه نقطه هایی که چقدر تو زندگیم زیاد شدن.به جمله های ناتموم و ختم شده به ... به همین سه نقطه . جمله هایی که باید زده می شد و ...  یا جمله هایی که باید ...  .

به حالا فکر می کنم . به ذهن شلوغ و پر مشغلم . انگار تمام کلمه ها می خوان جای خودشونو بدن به سه نقطه های پی در پی تا شاید بشه صد باره و صد باره جای خالیشونو پر کرد. ولی نه صبر کن . یه چیزی اون ته تها اون کنج ذهنم ساکت و آروم خوابیده.بذار دقت کنم ... . آره انگار یه واژست . زیادم غریبه نیست . گه گاهی از خواب بیدار می شه و وقتی می بینه خریداری نداره دوباره تو خودش می ره.آره این همون ... . وای چقدر دیر شده همه منتظرند همه واژه ها و کلمه ها رو می گم . همه می خوان یه جوری خودشونو به سه نقطه بچسبونن تا هر وقت خواستن بتونن یه معنی تازه بدن. آخه می دونید سه نقطه تنها واژه اییه که تو ذهنم ... .

به آینده فکر می کنم اما فقط یک چیز می بینم اونم اینه ==> ...

صدای جوی آب کمتر شده . بارون هم دیگه نمی باره . راستی فراموش کردم اول بگم وقتی نشستم تا بنویسم بارون نم نم می بارید .  قطره ها منو کشوندن به نزدیکترین محل به خودشون . بی خوابی اونم تو این شب سرد معلوم نیست تقصیر کدوم قطره ست . بذارید پردرو کنار بزنم تا ببینم چه خبره ...

آخی حتی بارون هم فهمیده که باید سه تا از قطره هاش رو  ، رو پنجره اتاق جا بذاره تا ردشون زیبا ترین واژه دنیا رو بسازه . واژه ای که می تونی به هزار واژه ی زیبا و هزاران مفهوم بی نظیر تبدیلش کنی بدون اینکه از زیبایی خودش کم بشه . بارون این طوری رو پنجره امضا کرده بود :     ...

با یه ذهن پر از ...   و خاطره ای بارونی با سه قطره ، می خوام دفتر امشب رو ببندم .  آهای اهالی سه نقطه صدام رو می شنوید ؟ ببینم امشب تو رویاهاتون سه تا قطره بارون رو سقف خوابتون نچکید؟

 باران ...

 

 

عطیه گفت و

 
چیا گفتن ؟؟
:: آگهی
:: سالي نو
:: اردو مشخص شد
:: حماسه ای دگر
:: نامه ای به سه نقطه عزیزم
:: برف می آید چر چر؟؟
:: از فیلم های اون ور آب ...
:: ...
:: عید سعید غدیر بر همه سه نقطه ای ها مبارک باد! (خطبه غدیر، حدیث غدیر)
:: دیه گو خان ! جان مادرت کوتاه بیا!
:: Rank
:: عید قربان مبارک
:: بارن که می بارد ...
:: مغايرتهای زمان ما
:: ::: والیبال اسلامی :)
:: خداوند گفت(2)...
:: :: شما هم به پهنه بیکران یاری رسانی بپیوندید :)
:: :: بازی جالب ::: فال روز تولد
:: :: چی بودیم چی شدیم (2) !!
:: حکمت غیبت
:: :: عیدانه!
:: :: چی بودیم چی شدیم!!!
:: :: سر به زیر ترگ ::
:: :: نمایشگاه عکس فرهاد ::
:: ::: 6 ماه گذشت و...
:: ::: عکس سال سه نقطه از نگاه دوربین:::
:: آخرین فراخوان
:: :: پشیمانی سودی ندارد!
:: وقتی اسم قحطی باشه این طوری می شه!
:: قبول شدگان